سازمان‌های بین‌المللی

1-                  ااتحادیه عرب

2-                  ااتحادیه اروپا

3-                  ااتحادیه کشور های همسود

4-                  ااتحادیه افریقا

5-                  سازمان پیمان آتلانتیک شمالی( ناتو)

6-                  کشور های گروه ( جی 15)

7-                  سازمان کشور های مستقیل همسور

8-                  سازمان شانگهای

9-                  گروه هشت ( جی 8)

10-              گروه بیست

11-              شورای امنیت سازمان ملل متحد

12-              سازمان گزارش گران بدون مرز

13-              سازمان اوپک

14-              آژانس  بین المللی انرژی اتمی

15-              اتحادیه بین الملی مخابرات راه دور( ITU)

16-              سازمان بانک جهانی

17-              سازمان برنامه نفت در برابر غذا

18-              سازمان جامعه ملل

19-              سازمان بین المللی کار

20-              سازمان گردش جهانی

21-              سازمان ملل متحد

22-              سازمان شورای حقوق بشر

23-              سازمان صندوق بین المللی پول

24-              صندوق جمعیت سازمان ملل متحد

25-              اتاق بازرگانی بین المللی

26-              سازمان اسلامی ، آموزشی، علمی و فرهنگی

27-              اتحادیه بین المللی تعاون

28-              اتحادیه بین المللی حفاظت از محیط زیست

29-              اتحادیه بین المللی دانشجویان

30-              سازمان جنبش عدم تعهد

31-              سازمان بهداشت جهانی

32-              سازمان بین المللی

33-              سازمان بین المللی تولید کنندگان وسایل نقلیه موتوری

34-              سازمان تجارت جهانی

35-              سازمان همکاری های اقتصادی آسیا- اقیانوسیه

36-              سازمان کنفرانس اسلامی

37-              سازمان همکاری کشور ها عرب حوزه خلیج فارس

38-              سازمان نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر

39-              کمیته بین المللی المپیک

40-              سازمان یاتا

41-              یونسکو

42-              یونیسف

43-              سازمان اکو

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:58 بعد از ظهر |

کشور‌های عضو اتحادیه عرب

مصر، عراق، یمن، لیبی، مراکش، تونس، امارات متحده عربی، بحرین، قطر، عربستان، الجزایر، لبنان، موریتانی، اردن، کومور، اریتره، سومالی، سوادن، عمان و الگو

مقر این ااتحادیه در قاهره مرکز کشور مصر بود زبان رسمی ان عربی است 22 کشور عربی اعضا این ااتحادیه میباشد تاسیس ان در 22 مارچ 1945 میباشد مساحت این ااتحادیه  ۱۳,۹۵۳,۰۴۱ ک‌م۲  و جممعیت ان بالغ بر  ۳۳۹٬۵۱۰٬۵۳۵ پول رسمی ان پول 21 کشور عضو میباشد

ااتحادیه كشورهای عربی (جامعة الدول العربية)(به انگلیسی: League of Arab States)، نام مجموعه‌ای از کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال و شمال غربی آفریقا تشکیل شده است .این ااتحادیه در ۲۲ مارس ۱۹۴۵ و با حضور ۶ عضو به نام‌های مصر، عربستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و اردن تأسیس شده‌است و در حال حاظر ۲۲ کشور عربی در آن عضویت دارند. سنگ بنای این سازمان به پیشنهاد آنتونی ایدن نخست وزیر انگلیس و بعد از جنگ دوم جهانی گذاشته شده‌است.

کشور های عضو ااتحادیه اروپا

 اتریش بلژیک •  بلغارستان •  قبرس •  جمهوری چک •  دانمارک •  استونی •  فنلاند •  فرانسهآلمان •  یونان •  مجارستان •  ایرلند •  ایتالیا •  لاتویا •  لیتوانی •  لوکزامبورگ •  مالت •  هالند •  لهستان •  پرتغال •  رومانی •  اسلواکی • اسلوونی •  اسپانیا •  سوئد •  بریتانیا* سوئیس

ااتحادیه اروپا یک ااتحادیه اقتصادی-سیاسی است که از ۲۷ کشور اروپایی تشکیل شده‌است. منشا ااتحادیه اروپا به جامعه اقتصادی اروپا که در سال ۱۹۵۷ با توافقنامه رم بین ۶ کشور اروپایی شکل گرفت، باز می‌گردد. از آن تاریخ با اضافه شدن اعضای جدید، ااتحادیه اروپا بزرگ‌تر شد. در سال ۱۹۹۳، توافق ماستریخت چارچوب قانونی کنونی ااتحادیه را پایه گذاری کرد.

ااتحادیه اروپادر سال ۱۹۹۹ واحد پول مشترکی به نام یورو را معرفی کرد که در ۱۵ کشور حایگزین پولهای ملی شده است. ااتحادیه اروپا با ۵۰۰ میلیون شهروند ۳۱٪ تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۰۷ در جهان را تولید کرده‌است. (۱۵٫۸ تریلیون دلار)

۲۱ کشور از اعضای ااتحادیه اروپا عضو ناتو می‌باشند.

ااتحادیه در حال حاضر بازار واحد مشترکی دارد که موارد زیر را در بر می‌گیرد: ااتحادیه گمرکی، واحد پول – یورو- که تحت ادارهٔ بانک مرکزی اروپاست ( و تا کنون ۱۲ کشور از ۲۷ کشور عضو آن را پذیرفته‌اند، سیاست مشترک کشاورزی، سیاست مشترک تجارت و سیاست مشترک شیلات. سیاست مشترک خارجه و امنیت نیز به عنوان دومین ستون از سه ستون ااتحادیه اروپا شکل گرفت. قرارداد شنگن کنترل روادید را لغو کرد، ایستهای گمرکی نیز در بسیاری از مرزهای داخلی برداشته شد و امکان رفت و آمد شهروندان ااتحادیه اروپا برای زندگی، مسافرت، کار و سرمایه گذاری بیشتر شد.

مهمترین نهادهای EU عبارتند از: شورای ااتحادیه اروپا، کمیسیون اروپا، دادگاه اروپا، کنگره اروپا، شورای اروپا و بانک مرکزی اروپا. اصل و ابتدای پارلمان اروپا بر می‌گردد به دههٔ ۱۹۵۰ و معاهده‌های پایه گذاری، از سال ۱۹۷۹ اعضای این ااتحادیه توسط نمایندگان کشورهای عضور انتخاب می‌شوند. هر ۵ سال یکبار انتخابات برگزار می‌شود که شهروندان کشورهای عضو ااتحادیه اروپا می‌توانند در آن شرکت کرده، رای دهند. فعالیتهای ااتحادیه اروپا اکثر سیاستهای عمومی را تحت پوشش قرار می‌دهد، از سیاست اقتصادی گرفته تا امور خارجه، دفاع، کشاورزی و تجارت. با این حال، گسترهٔ قدرت آن در حوزه‌های مختلف بسیار متفاوت است. در برخی حوزه‌ها ااتحادیه مانند فدراسیون عمل می‌کند (برای مثال در مسائل پولی، کشاورزی، تجاری، محیط زیست و سیاستهای اقتصادی و اجتماعی) و در دیگر حوزه‌ها مانند یک سازمان بین المللی ( برای مثال در امور خارجه).

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:57 بعد از ظهر |

موقعیت

اعضای ااتحادیه اروپا بین ااتحادیه را کاملاً مقتدر و مستقل ساخته‌اند ( بیش از تمامی دیگر سازمانهای بین المللی غیر مستقل). در برخی حوزه‌ها ااتحادیه اروپا همچون فدراسیون یا کنفدراسیون عمل می‌کند، با این حال، از لحاظ حقوقی، کشورهای عضو "رئیس معاهده ها" هستند بدین معنی که ااتحادیه این قدرت را ندارد که بدون توافق اعضا و از طریق معاهده‌های بین المللی، از کشورها قدرت بگیرد و به قدرت خود اضافه کند. به علاوه، در بسیاری از حوزه‌ها، به خصوص حوزه‌های مهم و کلیدی مانند امور خارجه و دفاع، کشورهای عضو تنها از مقدار کمی از استقلال و اقتدار ملی خود صرف نظر کرده‌اند، به دلیل این ساختار منحصر به فرد اکثراً ااتحادیه اروپا را پدیده‌ای بی نظیر تلقی می‌کنند.

در ۲۹ اکتبر ۲۰۰۴، سران دولتهای کشورهای عضو ااتحادیه اروپا معاهده‌ای که قانون اساسی اروپا را وضح می‌کند به امضا رساندند که بعداً ۱۳ کشور عضو آن را تصویب کردند. اما در اغلب موارد، تصویب بیشتر براساس عملکرد پارلمانی است تا رای عمومی، که این فرآیند در ۲۹ می‌۲۰۰۵، زمانیکه رای دهندگان فرانسه قانون اساسی را با ٪۵۵ به ٪۴۵ رد کردند نامشخص و متزلزلی باقی ماند. سه روز پس از رفراندوم فرانسه در مورد قانون اساسی اروپا، هلند نیز طی رفراندومی با ٪۶۱، قانون اساسی اروپا را رد کرد.

بنابراین وضعیت فعلی و آتی ااتحادیه اروپا همچنان موضوع بحثهای جنجال برانگیز سیاسی خواهد بود و کشورهای عضو هرکدام دیدگاه متفاوتی نسبت به آن دارند: برای مثال، در انگلستان یک همه پرسی نشان داد که ٪۵۰ از مردم نسبت به ااتحادیه اروپا بی تفاوتند و ٪۲۰ به حزبهایی رای دادند که می‌خواستند در انتخابات ۲۰۰۴ ااتحادیه اروپا از این ااتحادیه کناره بگیرند. نظر عموم مردم در دانمارک و اتریش نیز تردیدآمیز است. با این حال سایر کشورها بیشتر طرفدار یکپارچه سازی ااتحادیه اروپا هستند. بلافاصله پس از اینکه فرانسه و هلند به قانون اساسی رای منفی دادند. کرندداچی از لوکزامبورگ رای مثبت داد. معنای واقعی عبارت "یکپارچه سازی ااتحادیه اروپا" نیز خود موضوع بحث و مناظره‌است.

مسائل جاری

مسائلی که در حال حاضر ااتحادیه اروپا با آن روبروست عبارتند از عضویت، ساختار، فرآیندها و سیاستها که موفقیت و آینده قانون اساسی و توسعه و گسترش ااتحادیه در شرق و جنوب، مسائل مربوط به درستکاری و امانتداری مالی و پاسخگویی و دموکراتیک، پایداری نسبی اقتصادی، تجدید نظر در قوانین "معاهدهٔ رشد و ثبات" و بودجهٔ آتی و سیاست مشترک کشاورزی را در بر می‌گیرد.

در شورای اروپا در دسامبر ۲۰۰۵، نشستی که هر ۶ ماه یکبار با حضور سران دولتها و دول کشورهای عضو ااتحادیه برگزار می‌شود، در مورد چگونگی تخصیص بودجه ااتحادیه اروپا برای ۷ سال آینده (۲۰۱۳-۲۰۰۷) تصمیماتی اتخاذ شد. همچنین پس از اینکه اعضای ااتحادیه در مورد بودجه بر سر یک و چهل و پنج هزارم درصد از تولید ناخالص داخلی اروپا توافق کردند "چشم اندازهای مالی" نیز تعریف شد.

نخست وزیر انگلستان، تنی بلر، علی رغم قولی که به پارلمان داده بود پذیرفت تا تخفیف انگلستان را که مارگارت تاجر در سال ۱۹۸۴ مورد مذاکره قرار داده بود دوباره مورد بررسی و تجدید نظر قرار دهد. رئیس جمهور فرانسه، ژاک ژیراک، اظهار داشت که افزایش بودجه به اروپا این امکان را می‌دهد تا سیاستهای مشترک را مانند سیاست مشترک کشاورزی، سیاست برنامهٔ ششم توسعه تحقیقات و فن آوری را تامین اعتبار نماید, با این حال تقاضای فرانسه برای کاهش مالیات بر ارزش افزوده رد شد.

مسائل جنجال برانگیز در طی منازعات مربوط به بودجه عبارتند از تخفیف به انگلستان، منافع فرانسه از سیاست مشترک کشاورزی، کمکهای گسترده آلمان و هلند به بودجهٔ ااتحادیه اروپا و اصلاح صندوق اعتبارات توسعه منطقه‌ای اروپا. بسیاری از مفسران بر این باورند که این مناظرات نشان دهندهٔ این است که میان دولتهایی چون فرانسه و آلمان که خواهان بودجه بیشتر و ااتحادیه‌ای فدرالتر هستند و دولتهایی همچون انگلستان که بودجه کمی می‌خواهند اما متقاضی اعتبارات گسترده برای تحقیقات و فن آوری اند (و شعارشان هم مدرنیزه شدن است) شکاف عمیقی وجود دارد. معاهده‌ای که قانون اساسی اروپا را وضع می‌کند و عموماً "قانون اساسی اروپا" نامیده می‌شود، معاهده ایست بین المللی با هدف تدوین قانون اساسی برای ااتحادیه اروپا. ناکامی این قانون (اساسی) برای جلب حمایت عمومی در برخی کشورهای عضو (فرانسه و هلند) سبب شد که سایر کشورها نیز تصویب قانون اساسی را متوقف سازند و یا به بعد موکول کنند و بدین ترتیب آینده این قانون نامشخص مانده‌است.

اگر که این قانون تصویب شده بود، معاهده از یک نوامبر ۲۰۰۶ قابل اجرا می‌شد با این حال، در ماه می‌۲۰۰۶، اتریش، بلژیک، قبرس، استونی، آلمان، یونان، اتریش، ایتالیا، لتونی، لیتوانیا، لوکزامبورگ، مالتا، اسلواکی، اسلوونی و اسپانیا به قانون اساسی رای مثبت دادند و آن را به تصویب رساندند. کشورهای بلغارستان و رومانی نیز که از ۲۰۰۷ عضو ااتحادیه خواهند بود، پیشاپیش معاهده قانون اساسی را پذیرفته‌اند و معاهدهٔ پذیرششان را هم تصویب کرده‌اند.

پیدایش و تاریخچه

تلاشهایی صورت گرفته تا تاریخ گذشته اروپا را که موکد اعتبار هویت ملی اروپاست بازسازی کنند.

امپراطوری روم را که در مدیترانه متمرکز بود بنا به دلایلی چند نمی‌توان تمثیل مناسبی برای ااتحادیه اروپا دانست: این دو نهاد سیاسی موقعیت جغرافیایی یکسانی نداشتند، امپراطوری روم بخشهایی از آفریقا و آسیا را شامل می‌شد، اما بخش وسیعی از آلمان، اسکاندیناوی، اسکاتلند و شرق اروپا را در بر نمی‌گرفت، امپراطوری روم با توسل به زور گسترش پیدا کرد، به وسیلهٔ ایالتی مرکزی کنترل می‌شد و از تعداد معدودی از ایده آلها و ساختارهای ااتحادیه اروپا برخوردار بود.

امپراطوری فرانک در چارلمان و امپراطوری روم مناطق وسیعی را تحت دولتی نه چندان مستحکم صدها سال یکپارچه و متحد نگه داشتند. شاید ااتحادیهٔ گمرکی در سدهٔ ۱۸۰۰ و در دروهٔ تصدی ناپلئون I فرانسه برای مقایسه مناسبتر باشد، اما آنهایی که طرفدار گسترش ااتحادیه اروپا هستند احتمالاً بر این عقیده‌اند که هرچه کمتر در مورد کشورگشایی‌های نازیهای آلمان در دههٔ ۱۹۴۰ صحبت کنیم بهتراست.

با در نظر گرفتن زبانهای اروپا، فرهنگها و گروههای قومی آن، این تلاشها اغلب متضمن اشغال نظامی کشورهای مخالف که سبب بی ثباتی می‌شدند بود. بقیه صدها سال پا برجا ماندند و دروه‌هایی از پیشرفت فن آوری و اقتصادی و صلح را رواج دادند. یکی از نخستین پیشنهادات برای برقراری اتحاد صلح آمیز از طریق همکاری و برابری اعضا را ویکتورهوگوی صلحگرا در سال ۱۸۵۱ بیان نمود. پس از فاجعه جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، انگیزه برای تشکیل ااتحادیه اروپا بیشتر شد و این انگیزه ناشی از تصمیم به بازسازی اروپا و از بین بردن احتمال جنگی دیگر بود. این احساس در نهایت منتهی شد به شکل گیری جامعه ذغال سنگ و فولاد اروپا توسط کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا و نبه لوکس (هلند، بلژیک، لوکزامبورگ). این امر از طریق معاهدهٔ پاریس (۱۹۵۱)، که در آوریل ۱۹۵۱ به امضا رسید و از ژولای ۱۹۵۲ به اجرا درآمد میسر گردید .

نخستین ااتحادیهٔ گمرکی در ابتدا "جامعه اقتصادی اروپا" (که به طور غیر رسمی در انگلستان" بازار مشترک" نامیده می‌شود) نام داشت و با معاهده روم در سال ۱۹۵۷ شکل گرفت و از یکم ژانویه ۱۹۵۸ به اجرا درآمد. این ااتحادیه بعدها به "جامعه اروپا" تغییر نام دارد که طبق معاهده مستریچت نخستین ستون ااتحادیه اروپا محسوب می‌شود. ااتحادیه اروپا متحول شد و از یک سازمان تجاری به مشارکتی سیاسی و اقتصادی مبدل گشت. رئیس جمهور سابق فرانسه و لری جیسکار و استانیک درمقام رئیس کنوانسیون آینده اروپا پیشنهاد داد که نام ااتحادیهٔ اروپا را به اروپای متحد تغییر دهند که البته تصویب نشد. بخشی از فرآیند ایجاد هویتی ملی برای ااتحادیه اروپا می‌تواند تاریخی از اروپا به دست دهد که وجود ااتحادیه اروپا را توجیه می‌سازد. بعضاً به دلیل فقدان این بخش از تاریخ است که در میان برخی از شهروندان کشورهای عضو ااتحادیه احساسات ضد اروپایی وجود دارد. در هر حال، ارزش واقعی ااتحادیه اروپا در گرو این است که چگونه ااتحادیه اروپا بتواند آینده ااتحادیه را ارتقا بخشد نه اینکه چگونه گذشتهٔ آن را توجیه نماید.

در حال حاضر ۳ نامزد رسمی برای عضویت در ااتحادیه، کشورهای کرواسی، جمهوری مقدونیه و ترکیه می‌باشد. به علاوه کشورهای آلبانی، بوسنی و هرزگوین، مونتنگرو و صربستان به عنوان کشورهایی که دارای پتانسیل نامزدی عضویت هستند، شناخته می‌شوند.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:47 بعد از ظهر |

توسعه‌های آتی و روابط نزدیک

کرواسی نیز نامزد رسمی برای پیوستن به ااتحادیه‌است و مذاکراتش را برای پذیرش عضویت از اکتبر ۲۰۰۵ آغاز کرده‌است. در ژوئن ۲۰۰۶، مقامات ااتحادیه پیش بینی کردند که پذیرش عضویت کرواسی در سال ۲۰۱۰ صورت خواهد گرفت. انتظار می‌رود مذاکرات در مورد تمامی فصلهای acquis communautaire در سال ۲۰۰۸ یا ۲۰۰۹ خاتمه یابد، در حالیکه امضای معاهده پذیرش درسال بعد انجام خواهد گرفت.

ترکیه نیز رسماً نامزد پیوستن به ااتحادیه اروپاست. آرمانهای اروپا – ترکیه از قرارداد انقره  درسال ۱۹۶۳ آغاز شد. ترکیه مذاکرات مقدماتی را در ۳ اکتبر ۲۰۰۵ آغاز کرد. اما تحلیل گران معتقدند که نزدیکترین تاریخ ممکن برای به عضویت درآمدن ترکیه ۲۰۱۵ خواهد بود زیرا ترکیه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی بسیاری دارد که باید به انجام برساند و نیز بدین دلیل که پذیرش عضویت ترکیه مستلزم صرف هزینه‌های زیادی خواهد بود که در بودجه ۲۰۱۳-۲۰۰۷ جایی برای آن در نظر گرفته نشده.

بخشی از مشکل پذیرش ترکیه این است که ٪۹۷ از زمینهای ترکیه در شبه جزیره آناتولیان در غرب آسیا واقع شده و تنها ٪۳ آن در قارهٔ اروپاست. مقامات ترکیه در رویارویی با این مشکل چنین بیان داشته‌اند که کشورهایی نظیر اوکراین و بلاروس نیز در شرق دور واقع شده‌اند و گرجستان که از لحاظ جغرافیایی بعضاً در اروپاست، حتی نسبت به ترکیه نیز بیشتر به سمت شرق پیشرفته‌است و دور بخشی از ناحیهٔ شمال شرقی با ترکیه هم مرز است. بنابراین، می‌توان ادعا نمود که ترکیه هم از طرف شرق و هم از طرف غرب با کشورهای اروپایی هم مرز است.

به مقدونیه نیز نامزدی رسمی برای عضویت داده شده بود (دسامبر ۲۰۰۵)

اعضای ااتحادیه تجارت آزاد اروپا – کشورهای نروژ، ایسلند و لیختن اشتاین- اعضای منطقهٔ اقتصادی اروپا نیز هستند که این امکان را به آنها می‌دهد تا از جهات بسیاری در بازار واحد کشور ااتحادیه تجارت آزاد اروپا، پس از رفراندومی عضویت در منطقهٔ اقتصادی اروپا را رد کرد و اما از طریق معاهدات دوجانبه متعدد روابط نزدیکی با ااتحادیه اروپا برقرا کرده‌است.

آلبانی، بوسنی و هرزگوین، مونته نگرو و صربستان نیز رسماً به عنوان نامزد عضویت در ااتحادیه درنظر گرفته شده‌اند.

توسعه ااتحادیه اروپا

حامیان ااتحادیه اروپا چنین استدلال می‌کنند که رشد ااتحادیه اروپا می‌تواند قدرتی برای برقراری صلح و دموکراسی باشد. آنها معتقدند که جنگ‌هایی که در تاریخ اروپا به صورت دوره‌ای تکرار می‌شد و مشخصه اروپا محسوب می‌گردید با تشکیل "جامعه اقتصادی اروپاً (که بعداً ااتحادیه اروپا نام گرفت) در دههٔ ۱۹۵۰ متوقف گردید. آنها همچنین بر این باورند که در اوایل دههٔ ۱۹۷۰، کشورهای یونان، اسپانیا و پرتقال کشورهای دیکتاتوری بودند، اما علاقهٔ جوامع تجاری این سه کشور به عضویت در ااتحادیه اروپا انگیزه‌ای قوی برای برقراری دموکراسی در این کشورها شد. دیگران معتقدند که برقراری صلح در اروپا پس از جنگ جهانی دوم بیشتر بنا به دلایل دیگری می‌باشد مانند تعدیل تاثیرگذاری آمریکا و ناتو، نیاز به نشان دادن عکس العملی یکپارچه به تهدیدات شوروی، نیاز به بازسازی پس از جنگ جهانی دوم، خستگی عموم از جنگ و اینکه کشورهای دیکتاتوری ذکر شده بنا به دلایلی کاملاً متفاوت منحط شدند.

تقریباً در سالهای اخیر، ااتحادیه اروپا نفوذ خود را در شرق گسترش داده‌است. کشورهای چندی را که قبلاً در پس «میله‌های آهنین» بودند به عضویت پذیرفته و در نظر دارد عضویت تعداد دیگری از کشورها را نیز قبول نماید. امید آن می‌رود که عضویت این کشورها، همانطورکه در مورد ورود اسپانیا، پرتقال و یونان در دههٔ ۱۹۸۰ رخ داد، سبب افزایش و تحکیم ثبات سیاسی و اقتصادی شود.

با استمرار توسعهٔ ااتحادیه اروپا در شرق، پذیرش کشورهای متقاضی عضویت جنجال برانگیزتر خواهد شد. همانطور که قبلاً توضیح داده شد، ااتحادیهٔ اروپا مذاکراتش را با رومانی و بلغارستان در خصوص پذیرش تقاضای عضویت به انجام رساند و این دو کشور در سال ۲۰۰۷ به ااتحادیه پیوستند. با این حال، رد اساسنامهٔ ااتحادیه اروپا از جانب فرانسه و هلند و همچنین رشد اقتصادی ضعیف ااتحادیه اروپا، توانایی ااتحادیه را برای پذیرش کشورهای جدید و فقیرتر ، پس از رومانی و بلغارستان به کشورهای مهم اقتصادی ااتحادیه اروپا نظیرانگلستان، آلمان، ایتالیا و فرانسه نیز به این تردید دامن زده‌است. به تازگی این کشورها توانسته‌اند جریان عمده ورود از کشورهای عضو مانند لهستان و جمهوری چک (به خصوص در انگلستان و آلمان) کنترل کنند، هرچند که در اکثر موارد ورود به این کشورها اغلب مورد استقبال قرار گرفته‌است زیرا این مهاجران در بازار کار قدیم به انجام کارهایی با دست مزد کم می‌پردازند و یا در زمینه‌هایی مانند خدمات ساختمانی یا لوله کشی که در سطح ملی با کمبود افراد ماهر مواجه هستند مشغول به کار می‌شوند. با این حال این کشورهای بزرگ اقتصادی از این می‌ترسند که ممکن است نتوانند بیش ازاین مهاجران اقتصادی را که پیش بینی می‌شود تعداد آنها از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ به صدها هزار نفر برسد کنترل و اداره نمایند. رومانی و بلغارستان نیز از این می‌ترسند که متضرر "کاهش مغزهاً ی نیروی کار ماهر و متخصص شوند، مشابه آنچه که هم اکنون افرادی که از کشورهای عضو در سال ۲۰۰۴ وارد شده‌اند با آن مواجه هستند.

محل استقرار نهادهای ااتحادیه اروپا

به محض اینکه جامعهٔ اقتصادی اروپا (EEC) شکل گرفت درگیریهای سیاسی و حقوقی بر سر اینکه نهادهای این سازمان در کجا مستقر شوند آغاز شد. کشورهای عضو به ویژه از زمانی که مفهوم "حوزهٔ اروپاً که از جانب جین منت مطرح شد مورد توجه و حمایت کمی قرار گرفت. در مورد محل استقرار دائم نهادها به توافق نمی‌رسیدند. از سال ۱۹۵۸، کمیسیونهای EEC و آزانس انرژی اتمی اروپا (EAEC) در بروکسل مستقر شدند.

تا زمانی که بالاخره کشورهای عضو در مورد مکانی واحد برای استقرار دائم نهادهای EEC به توافق رسیدند، مقامات اروپایی در بروکسل، لوگزامبورگ و استرازبورگ پراکنده بودند که این امر سبب افزایش قابل هزینه‌های بالا تری شده بود. بروکسل به عنوان محل استقرار «کمیسیون واحد» و «شورای وزیران» انتخاب شد. این امر درعمل بدین معنا بود که اکثر مقامات اروپا در این دو مرکز مشغول به کار بودند. لوکزامبورگ درصد جبران خسارات ناشی از از دست دادن قدرت مرکزی و جابجایی "شورای ویژه وزیران جامعهٔ ذغال سنگ و فولاد اروپا به بروکسل برآمد. با این حال، لوکزامبورگ به محل دائم استقرار بانک سرمایه گذاری اروپا (EIB)تبدیل شد و به لوکزامبورگ اطمینان داده شد که برخی ازنشستهای شورای وزیران در آوریل، ژوئن و سپتامبر در این شهر برگزار خواهد شد.

دادگاه، اداره مرکزی آمار، اداره انتشارات رسمی اجتماعات اروپا، کمیته مشاوره و خدمات مالی جامعهٔ ذغال سنگ و فولاد اروپا و دبیرخانه مجمع کنگره درلوکزامبورگ باقی ماندند. در این ضمن فرانسه از دست برداشتن از ادعای خود مبنی بر اینکه استرازبورگ جایگاه مناسبی برای مجمع کنگره‌است اجتناب می‌کرد. دراین زمینه مصالحه‌ای نامناسب و با صرف هزینهٔ بسیار انجام گرفته که به موجب آن قرار شد اعضای کنگره در جلسه‌ای عمومی در استرازبورگ با یکدیگر دیدار داشته باشند اما جلسات و نشستهای کمیته‌های کنگره در بروکسل برگزار شود. قرار شد که جلسات عمومی ای در لوگزامبورگ، که محل استقرار دبیرخانه کنگره اروپا است، نیز برگزار گردد.

ااتحادیه اروپا هیچ مرکز (پایتخت) رسمی ندارد و نهادها و ارگانهای آن در شهرهای مختلف پراکنده‌است:

·         بروکسل: پایتخت عکلی (دو فاکتو) ااتحادیه اروپا محسوب می‌شود و محل استقرار «کمیسیون اروپاً و شورای وزیران است. همچنین محل برگزاری نشستها و جلسات کوچک کمیته‌های کنگرهٔ اروپاست. و (از سال ۲۰۰۴) شهر میزبان تمامی جلسات »شورای اروپاً بوده‌است.

·         استراسبورگ: محل استقرار پارلمان اروپا و نیز محل برگزاری نشستهای عمومی سالانه‌است که ۱۲ هفته به طول می‌انجامد. این شهر همچنین محل استقرار شورای اروپا و دادگاه حقوق بشر اروپاست، این دو نهاد از ااتحادیه اروپا جدا شده‌اند.

·         لوکزامبورگ: محل استقرار دادگاه اروپا، دبیرخانه پارلمان اروپا و بانک سرمایه گذاری اروپاست.

چارچوب حقوقی

قانون ااتحادیه اروپا متشکل از تعداد زیادی ساختارهای حقوقی و نهادی است که بر یکدیگر همپوشانی دارند. این امر نتیجهٔ این است که معاهده‌های بین المللی یکی از دیگری به تعریف این قانون می‌پردازند و هرکدام قوانین قبلی را اصلاح و تکمیل می‌کنند. در سالهای اخیر، تلاشهای قابل توجهی برای ساده کردن و تحکیم کردن معاهده‌ها انجام گرفته که این تلاشها با نسخهٔ نهایی معاهده‌ای که قانون اساسی اروپا را تدوین می‌کند به اوج خود رسید. در صورتیکه این معاهدهٔ پشتیبانی تصویب شود، جایگزین معاهده‌های قبلی که همپوشانی بسیار دارند و اساسنامه فعلی ااتحادیه اروپا را تشکیل می‌دهند خواهد شد.

نخستین معاهدهٔ ااتحادیه اروپا، معاهدهٔ پاریس (۱۹۱۵) بود (که از ۱۹۵۲ قابل اجرا شد) که جامعهٔ ذغال سنگ و فولاد اروپا میان گروهی متشکل از ۶ کشور اروپایی راه اندازی کرد. از زمان انقضای این معاهده، فعالیتهای آن توسط دیگرمعاهده‌ها دنبال می‌شود. از سوی دیگر، معاهدهٔ دوم در سال ۱۹۵۷ همچنان به قوهٔ خود باقی و قابل اجراست. هرچند که از آن زمان تاکنون توسط معاهده‌هایی چند به ویژه معاهدهٔ ماستریچت در سال ۱۹۹۲- که نخستین بار نام ااتحادیهٔ اروپا را برای این سازمان برگزیده – اصالح شده‌است. جدیدترین اصلاحاتی که در مورد معاهدهٔ دوم صورت گرفته به عنوان بخشی از معاهدهٔ پذیرش ۲۰۰۳ ، معاهدهٔ پذیرش ۱۰ کشور جدید به عنوان عضو که از یک می‌۲۰۰۴ قابل اجرا شد، پذیرفته گشت. کشورهای عضو ااتحادیه اروپا اخیراً در مورد متن معاهدهٔ جدیدی که قانون اساسی اروپا را تدوین می‌کند | معاهده قانون اساسی، به توافق رسیده‌اند که اگر کشورهای عضو این معاهده را تصویب کنند، نخستین قانون اساسی رسمی ااتحادیه اروپا خواهد بود و جایگزین تمامی معاهده‌های قبلی خواهد شد. هرچند که اکثر کشورها این معاهده را نپذیرفته‌اند، اما فرانسه در یک همه پرسی در ۲۹ می‌۲۰۰۵، با اکثریت ٪۵۵ و نیز هلند در همه پرسی یک ژوئن ۲۰۰۵ با اکثریت ٪۶۲ این معاهده را رد کردند.

اگر همه کشورهای عضو به قانون اساسی رای مثبت ندهند و این قانون تصویب نشود، لازم خواهد بود که مجدداً در مورد آن مذاکراتی صورت گیرد. بسیاری از سیاست‌مداران و مقامات بر این عقیده‌اند که ساختارهای پیش قانون اساسی فعلی در سطح متوسط برای ااتحادیه‌ای متشکل از ۲۷ کشور عضو (که این تعداد رو به افزایش است) کارآمد نخواهد بود. سیاست‌مداران ارشد در برخی از کشورهای عضو ( علی الخصوص فرانسه) پیشنهاد کرده‌اند که اگر تنها تعداد معدودی از کشورها این قانون را تایید نکنند، سایر کشورها باید بدون آنها (کشورهای مخالف) به کار خود ادامه دهند و احتمالاً «تجمعی نوین و پیشتاز» و یا «ااتحادیهٔ داخلی از کشورهای عضو متعهدتر» تشکیل دهند.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:46 بعد از ظهر |

مجامع اروپا: جامعه اروپا به علاوهٔ جامعهٔ انرژی اتمی اروپا

عبارت مجامع اروپا جمعاً دو سازمان اشاره دارد: جامعهٔ اقتصادی اروپا (که هم اکنون جامعهٔ اروپا خوانده می‌شود) و جامعه انرژی اتمی اروپا (که یوراتم نیز نامیده می‌شود) و هرکدام متعاقب معاهدهٔ جداگانه‌ای در دههٔ ۱۹۵۰ تشکیل شدند. سازمان سومی با عنوان جامعه ذغال سنگ و فولاد اروپا نیز قبلاً جزئی از مجامع اروپا به حساب می‌آمد اما از سال ۲۰۰۲ با اتمام (انقضای) معاهدهٔ آن، این سازمان نیز از بین رفت. از سال ۱۹۶۷، مجامع اروپا از نهادهای مشترکی به ویژه شورای اروپا، کنگره اروپا، کمیسیون و دادگاه اروپا، برخوردارند. در سال ۱۹۹۲، جامعهٔ اقتصادی اروپا، که در آن زمان هر سه سازمان فوق الذکر بیشترین میزان فعالیت خود را داشتند، به موجب معاهده ماستریخت به "جامعهٔ اروپاً تغییر نام داد.

اتحادیه اروپا: مجامع اروپا به همراه PJCC, CFSP

مجامع اروپا یکی از سه ستون ااتحادیه اروپا محسوب می‌شدند، مهمترین ستون و تنها ستونی که در وحلهٔ اول از طریق نهادهای فراملی فعالیت می‌کند. دو ستون دیگر- سیاست مشترک خارجه و امنیت (CFSP) و همکاری مشترک پلیس و قوهٔ قضایه در امور کیفری (PJCC) – تقسیم بندی‌های ضعیفتر میان دولتی هستند. جای تعجب دارد که این دو ستون بسیار مورد توجه جامعه اروپا بوده‌است.

تاثیرات معاهدهٔ قانون اساسی

در صورتیکه معاهدهٔ پیشنهادی جدید که قانون اساسی اروپا را وضع می‌کند تصویب شود، این معاهده به ساختار سه ستونی خاتمه خواهد داد و در نتیجه تمایز میان ااتحادیهٔ اروپا و جامعهٔ اروپا از بین می‌رود و تمامی فعالیتهای جامعهٔ اروپا تحت توجهات ااتحادیهٔ اروپا قرار می‌گیرد و شخصیت حقوقی جامعهٔ اروپا به ااتحادیه تبدیل می‌شود. با این حال، یک محدودیت وجود دارد: به نظر می‌رسد که یوراتم (جامعه انرژی اتمی اروپا) همچنان به عنوان سازمانی مجزا که به وسیله معاهده‌ای مجزا داده می‌شود باقی خواهد ماند. (و این امر بدین دلیل است که بحث و جدال شدیدی که مسئله انرژی هسته‌ای به راه انداخته و نیز بی اهمیتی نسبی یوراتم، سبب شده که مجزا نگه داشتن یوراتم در جریان اصلاح قانون اساسی ااتحادیه اروپا به مصلحت تلقی شود).

چند ملیتی گرایی و میان دولتی گرایی

در ااتحادیه اروپا میان چند ملیتی گرایی و میان دولتی گرایی کشمکشی بنیادی وجود دارد. میان دولتی است برای تصمیم گیری در سازمانهای بین المللی که در آن قدرت در اختیار کشورهای عضو است و تصمیمات با اتفاق آراء اتخاذ می‌شود. منصوب شدگان مستقل دولتها و یا نمایندگان منتخب تنها فعالیتهای اجرایی و مشاوره‌ای انجام می‌دهند. امروزه بسیاری از سازمانهای بین المللی از روش میان دولتی گرایی استفاده می‌کنند.

چند ملیتی گرایی یکی از روشهای تصمیم گیری در سازمانهای بین المللی است. در این روش قدرت در اختیار مقامات مستقل منصوب شده یا نمایندگان منتخب پارلمان و یا افرادی از کشورهای عضو است. دول کشورهای عضو نیز همچنان قدرت دارند، اما باید قدرت خود را با دیگرانی که نقش ایفا می‌کنند تقسیم نمایند. به علاوه، تصمیم گیریها با اکثریت آرا، انجام می‌شود و در نتیجه این امکان وجود دارد که یکی از کشورهای عضو مجبور شود تصمیم اتخاذ شده برخلاف میل خود بپذیرد و اجرا سازد.

برخی در ااتحادیه اروپا طرفدار رویکرد میان دولتی گرایی هستند و برخی دیگر طرفدار چند ملیتی گرایی، حامیان روش چند ملیتی گرایی چنین استدلال می‌کنند که این روش موجب یکپارچگی می‌شود و این امکان را فراهم می‌آورد تا با سرعتی بالا که در غیر این صورت امکان پذیر نبود به پیش رویم. هنگامی که قرار است تصمیم گیری توسط دولتها و با اتفاق آراء انجام شود، این کار سالها طول می‌کشد البته اگر در نهایت تصمیمی گرفته شود! طرفداران میان دولتی گرایی بر این عقیده‌اند که چند میلتیسم تهدیدی است برای حاکمیت ملی و دموکراسی. این افراد مدعیند که تنها دول ملی باید از قانونیت دموکراتیک لازم برخوردار باشند. میان دولتی گرایی بیشترمورد علاقه و توجه ملتهایی نظیر انگلستان، دانمارک و سوئد است. در حالیکه کشورهایی مانند نبلوکس (هلند، بلژیک و لوکزامبورگ)، فرانسه، آلمان و ایتالیا رویکرد چند ملیتی گرایی را ترجیح می‌دهند.

ااتحادیه اروپا تلاش می‌کند بین این دو روش توازن برقرار سازد. با این حال، چنین توازنی پیچیده خواهد بود و ممکن است سبب پیچیده شدن فرآیند تصمیم گیری شود. • همکاری، کشورهای عضو که در شورای ااتحادیه اروپا با یکدیگر دیدار می‌کنند، توافق نمودند تا سیاستهای داخلی خود را با یکدیگر هماهنگ سازند و با یکدیگر همکاری داشته باشند.

کشمکش میان صلاحیت ااتحادیه اروپا و صلاحیت ملی در جریان رشد و توسعهٔ ااتحادیه اروپا همواره باقی خواهد ماند. تمامی اعضای آتی ااتحادیه اروپا قوانینی وضع نمایند تا آنها را در راستای چارچوب قانونی ااتحادیه قرار دهد. (همچنین مراجعه کنید به، ااتحادیه تجارت آزاد اروپا، منطقه اقتصادی اروپا).

بازار واحد

بسیاری از سیاستهای ااتحادیه اروپا به ایجاد و حفظ بازاری واحد و کارآمد مرتبط است. تلاشهای قابل توجهی برای وضع استانداردهای هماهنگ صورت گرفته تا سودهای اقتصادی از طریق ایجاد بازارهای بزرگتر و کارآمد حاصل شود. بازار واحد ابعاد داخلی و خارجی چیزی دارد:

سیاستهای داخلی

  • تجارت آزاد کالاها و خدمات در میان کشورهای عضو.
  • قانون رقابت ااتحادیه اروپا که فعالیتهای ضد رقابتی شرکتها را از طریق قانون ضد اعتماد و کنترل ادغام و فعالیتهای ضد رقابتی کشورهای عضو را از طریق نظام کمکهای ایالتی کنترل می‌کند.
  • معاهدهٔ شنگن حذف نظارت بر مرزهای داخلی و نیز هماهنگ سازی نظارت بر مرزهای خارجی را میان کشورهای عضو میسر ساخته‌است. این معاهده انگلستان و ایرلند را که تنزل داشته‌اند حذف می‌کند اما کشورهای غیر عضو در ااتحادیه اروپا را، ایسلند و نروژ، در بر می‌گیرد. سوئیس نیز در سال ۲۰۰۵ به قرار گرفتن در منطقه شنگسن رای مثبت داد.
  • آزادی شهروندان کشورهای عضو برای زندگی و کار همراه با همسران و فرزندانشان در هر جایی از ااتحادیه اروپا، مشروط بر اینکه خود بتوانند از خود حمایت کنند. (این مسئله در مورد کشورهای منطقه اقتصادی اروپا و سوئیس نیز صادق است). این امر نابسازمانی شدیدی را به دنبال داشته، زیرا مزایای رفاه اجتماعی مربوط به خانواده را کشور عضو می‌تواند در محل استخدام شهروند ااتحادیه اروپا پرداخت نماید، حتی زمانی که خانواده کارمند مورد نظر در جای دیگری از ااتحادیه ساکن باشند.
  • جابجایی آزادانهٔ سرمایه میان کشورهای عضو ( و دیگر کشورهای منطقه اقتصادی اروپا).

هماهنگ سازی مقررات دولتی، قانون شرکتها و ثبت مارکهای تجاری.

  • منطقهٔ یورو، منطقه‌ای که در آن تنها واحد پولی رایج یورو است (که انگلستان و دانمارک را نرخ برابری ارز نپویسته و بدین ترتیب داوطلبانه خود را از ااتحادیه پولی خارج ساخته‌است.
  • هماهنگی وسیع سیاستهای محیط زیست در سرتاسر ااتحادیه.
  • سیستم عمومی مالیات غیر مستقیم، مالیات به ارزش افزوده و نیز عوارض گمرکی و مالیات غیر مستقیم مشترک بر محصولات.
  • تامین اعتبار برای رشد و توسعه مناطق محروم. اعتبارات ساختاری و انسجامی و نیز کمکهای مالی اضطراری، اعتبار برای و حسرت و انسجام.
+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:45 بعد از ظهر |

سیاستهای خارجی و ارتش

  • تعرفهٔ گمرکی خارجی مشترک و موقعیتی مشترک در مذاکرات بین المللی تجارت.
  • تامین اعتبار برای برنامه‌های کشورهای داوطلب و سایر کشورهای اروپایی و نیز کمک به بسیاری از کشورهای در حال توسعه از طریق برنامه‌هایی مانند ISPA,TACIS,Phare .
  • ایجاد جامعه انرژی تک بازاری از طریق معاهدهٔ جامعهٔ انرژی جنوب – شرق اروپا.
  • ایجاد منطقهٔ مشترک هواپیمایی اروپا / منطقه هواپیمایی با بازار واحد.
  • تاسیس موسسهٔ دفاع اروپا.
  • ایجاد نیروی ضربت اروپا.

همکاری و هماهنگی در سایر مناطق

  • آزادی شهروندان ااتحادیه اروپا در رای دادن در انتخابات دولتهای محی و پارلمان اروپا در هر کشورعضو.
  • همکاری در مسائل کیفری (شامل در اختیار قرار دادن اطلاعات جاسوسی از طریق EURUPOL و سیستم اطلاعاتی شنگن، توافق در مورد تخلفات کیفری و آیین دادرسی سریع.
  • سیاست خارجه و امنیتی مشترک به عنوان هدف آتی، البته تحقق این امر زمان

می‌برد. اختلافات میان کشورهای عضو و کشورهایی که در آن زمان هنوز عضو نبودند در مرحله آماده سازی برای حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ آشکار ساخت که تحقق این امر به زمان زیادی نیاز دارد.

  • سیاست دفاع و امنیت اروپا ابلیس امنیتی مشترک، شامل راه اندازی نیروی ضربتی اروپا متشکل از ۶۰ هزار نیرو برای حفظ صلح، استخدام کارکنان نظامی / ارتشی و نیز مرکز اتحادی (ماهواره‌ای) ااتحادیه اروپا (برای اهداف جاسوسی).
  • سیاست مشترک در مورد پناهندگی و مهاجرت.
  • تامین اعتبار هزینه‌های تحقیقات و رشد و توسعه فن آوری، از طریق برنامهٔ ۴ سالهٔ توسعهٔ تحقیقات و فن آوری، برنامهٔ ششم از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ در جریان است.

اقتصاد

اگر ااتحادیه اروپا را سازمانی واحد تصور کنیم، این ااتحادیه با فهرستی از کشورهایی که در سال ۲۰۰۵، ۱۲۴۲۷۴۱۳ میلیون دلار آمریکا تولید ناخالص داخلی داشته‌اند و از تعادل «موازنه قدرت خرید» استفاده می‌کنند، بزرگترین اقتصاد جهان را داراست. از آنجا که تعداد کشورهایی که به ااتحادیهٔ سیاسی می‌پیوندند رو به افزایش است و نیز با توجه به اینکه کشورهای جدید معمولاً از حد متوسط ااتحادیه اروپا پایین تر هستند (فقیرترند) و این ظرفیت را دارند که با سرعت بیشتری رشد کنند، انتظار می‌رود که اقتصاد ااتحادیه اروپا ظرف دههٔ آینده افزایش چشمگیر داشته باشد. شورای اروپا برآوردهای انجام شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۵ را منتشر ساخت که نشان داد اقتصاد ااتحادیه اروپا تقریباً ٪۵/۱ درسال ۲۰۰۵ و ٪۳/۲ در سال ۲۰۰۶ افزایش داشته که از رشد پیش بینی شده بیشتر بوده‌است.گزارش کامل کمیسیون اروپا در ۸ می‌۲۰۰۶.

سیاست مشترک کشاورزی

سیاست مشترک کشاورزی (CAP) سیستم یارانه‌ای است که به کشاورزان ااتحادیه اروپا پرداخت می‌شود. هدف اصلی از این سیاست این است که تولید حداقل میزان محصول تضمین شود تا مردم اروپا همواره غذای کافی برای خوردن داشته باشند و همچنین برای تضمین استاندارد زندگی عادلانه برای کسانی که زندگیشان به کشاورزی وابسته‌است. این سیاست را به اتهام اینکه دهها سال است تجارت محصولات کشاورزی را مختل کرده مورد انتقاد قرار می‌دهند. در حالیکه ااتحادیه اروپا به کشاورزانش تضمین می‌دهد که محصولات شان به قیمتی چندین برابر قیمت بازار جهانی فروش رود، تولیدکنندگان جهان سوم بی ثمرانه تلاش می‌کنند تا با این بازار ناعادلانه به رقابت بپردازند. این یارانه‌ها که از مالیات دهندگان ااتحادیه اروپا به دست می‌آید، از طرفی استاندارد زندگی کشاورزان را در کشورهای ااتحادیه اروپا تضمین می‌کند و از سوی دیگر تهدیدی است برای کار در جهان سوم که احتمالاً به افزایش فقر و سوء تغذیه نیز منجر می‌شود.

این سیاست حدود ۳۰ میلیارد پوند در سال (معادل نیمی از ۶۰ میلیارد پوند بودجهٔ سالانهٔ ااتحادیه اروپا) هزینه خواهد داشت. مثالهایی از تلاشهای مشترک برای متناسب ساختن مسائل مالی عبارت است از افزودن ۹ پوند به هزینه غذای هفتگی خانوار ۴ نفره و نیز اینکه درآمد سالانه لبنیات سازی ااتحادیه اروپا از نیمی از جمعیت انسانی جهان پیشی گرفته‌است. مشکل دیگر این است که یارانه سبب تولید بیش از نیاز می‌شود. سیاست مشترک کشاورزی (CAP) را همچنین به دلیل ترغیب به زراعت گسترده که مخرب محیط زیست خواهد بود مورد انتقاد قرار داده‌اند. منتقدین می‌گویند CAP بسیار نامتوازن شده‌است به طوریکه ٪۷۰ از اعتبارات آن صرف ٪۲۰ از زمینهای کشاورزی اروپا می‌شود (عمدتاً بزرگترین زمینها) و حدود سه چهارم کشاورزان ااتحادیه اروپا با کمتر از ۵۰۰۰ پوند در سال سر می‌کنند. زمینهای کوچکتر حدود ٪۴۰ از زمینهای ااتحادیه اروپا را تشکیل می‌دهند، اما تنها ٪۸ یارانه از بروکسل دریافت می‌کنند. برای مثال، برطبق ارقام دولت انگلستان، ۵ عدد از زمینهای انگلستان سالانه بیش از یک میلیون پوند یارانه می‌گیرند.

از سال ۲۰۰۳، در بخشهای مختلف ، یکی پس از دیگری اصلاحات بنیادین صورت گرفته‌است. به جای اینکه به کشاورزان برای تولید پول بدهند (و بدین ترتیب به آنها انگیزه دهند تا محصول مازاد برنیاز تولید کنند و در بازار جهانی به فروش برسانند)، به آنها برای خود خدماتی مانند حفظ و توسعهٔ روستایی اعتبار می‌دهند. هرچند که میزان کل حمایت مالی کاهش پیدا نکرده، اما تغییر در نوع یارانه تاثیر منفی برروی تولیدکنندگان محصولات کشاورزی در کشورهای غیر عضو در ااتحادیه اروپا را به میزان قابل توجهی کاهش داده‌است. فرانسه گروه ضد اصلاحی متشکل از اسپانیا، جمهوری ایرلند و احتمالاً آلمان تشکیل داده‌است، در حالیکه سوئد و هلند خواهان تغییر هستند. یورو واحد پول ااتحادیه اروپا است.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:44 بعد از ظهر |

وناگونی زیستی

ااتحادیه اروپا ماموریت ایجاد طرح عملیاتی گوناگونی زیستی را (با توجه به دیگر کشورهای پیشرفته) و به موجب قرار ریو در سال ۱۹۹۲ به شیوه‌های مختلف تفسیر کرده‌است. ااتحادیه به جای اینکه فهرستی مشروح از بیوتا، و تحلیل تهدید ناشی از آن و طرحهای عملیاتی برای گونه‌های زیستی، در متن سیاستهای رشد اقتصادی مربوط به ماهیگیری، کشاورزی و غیره، به حفاظت از منابع زیستی اشاره کرده‌است.

هرچند که تعدادی از کشورهای در حال توسعه نیز از همین استراتژی استفاده کرده‌اند، اما ااتحادیه اروپا به استانداردهایی که دیگر کشورهای پیشرفته مانند انگلستان، کانادا و استرالیا در خصوص شناسایی گونه‌ها، تحلیل راههای انقراض گونه‌ها و توسعه طرحهای بازیابی بسیار ویژه وضع نموده‌اند توجه نکرده‌است. با این حال تعدادی از کشورهای عضو ااتحادیه اروپا (مانند سوئد) اسنادی را مطابق با متن قرار داد ریو و با شرح جزئیات تنظیم کرده‌اند به گونه‌ای که با استانداردهای دیگر کشورهای پیشرفته مطابقت داشته باشد.

موانع زبانی

یکی از انتقادات عمده‌ای که به ااتحادیه اروپا وارد است این است که در این ااتحادیه برای ۲۷ کشور عضو، ۲۰ زبان رسمی وجود دارد. (هرچند که در کمیسیون اروپا تنها سه زبان کاربرد دارد.) این امر باعث شده که به طور بالقوه به ۳۸۰ مترجم برای ترجمه تمامی بیانات به تمامی زبانهای ااتحادیه اروپا نیاز باشد.

پارلمان اروپا بیش از ۴۰۰۰ مترجم در استخدام دارد که این امر سالانه تقریباً یک میلیارد یورو هزینه در بردارد و معمولاً یک هفته طول می‌کشد تا ترجمه‌ها به زبان تمامی کشورهای عضو انجام شود. یکی از مشکلات این است که گاهی اوقات (به دلیل اینکه برای برخی از زبانها مترجمی وجود ندارد) لازم است ترجمه از طریق یک زبان میانجی صورت گیرد، که معمولاً سبب از بین رفتن برخی اطلاعات، از بین رفتن وضوح و حتی بدتر از آن، اشتباه و ترجمه می‌شود.

پیشنهاد شده‌است که به ویژه از سوی مامور سابق انگلستان در ااتحادیه اروپا با قرار دادن زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی ااتحادیه اروپا می‌توان این هزینه‌ها را حذف کرد. برخی نیز پیشنهاد کرده‌اند که از اسپرانتو به عنوان زبان دوم در ااتحادیه اروپا استفاده شود.

از سوی دیگر، بحث دموکراتیکی وجود دارد مبنی بر اینکه تمامی قوانین و در حقیقت تمامی قوانین پیشنهادی باید به زبان ملی اعضای ااتحادیه اروپا در اختیار آنها قرار گیرد. ااتحادیه اروپا قوانین بسیاری را تصویب می‌کند که در مورد همهٔ کشورهای عضو قابل اجرا است: اگر افراد عادی نتوانند به این اسناد به زبان خودشان دسترسی داشته باشند مناظره و پاسخگویی به شدت مختل خواهد شد و حتی بدتر از آن اینکه با این کار به برخی از کشورها بهای بیشتری داده خواهد شد.

اتحادیه کشور های همسود

بریتانیای کبیرآفریقای جنوبیاسترالیااوگانداآنتیگوا و باربوداباربادوسباهامابرونئیبلیزبنگلادشبوتسواناپاپوآ گینه نوپاکستانتانزانیاترینیداد و توباگوتونگاتووالودومینیکاجزایر سلیمانسیرالئونسیشلسنت لوسیاسنت وینسنت و گرنادینسوازیلندسری لانکاغناقبرسفیجیکامرونکاناداکنیاکیریباتیگامبیاموریسموزامبیکنامیبیانائورونیجریهنیوزیلندوانوآتوهند

                           اعضای ااتحادیه آفریقا

آفریقای جنوبی · آنگولا · اتیوپی · اریتره · الجزایر · اوگاندا · بوروندی · بنین · بوتسوانا · بورکینافاسو · تانزانیا · توگو · تونس · جمهوری آفریقای مرکزی · جمهوری دموکراتیک کنگو · جمهوری عربی صحرای دموکراتیک  · جمهوری کنگو · جیبوتی · چاد · رواندا · زامبیا · زیمبابوه · سائوتومه و پرینسیپ · ساحل عاج · سنگال · سودان · سومالی · سیشل · سیرالئون · سوازیلند · غنا · کامرون · کنیا · کومور · کیپ ورد · گابن · گامبیا · گینه · گینه استوایی · گینه بیسائو · لسوتو · لیبریا · لیبی · ماداگاسکار · مالاوی · مالی · مصر · موریتانی · موریس · موزامبیک · نامیبیا · نیجر · نیجریه

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:43 بعد از ظهر |

اتحادیه آفریقا (به انگلیسی: African Union)

 از جمله واژه‌های جدیدی است که از اوایل قرن بیست ویکم وارد ادبیات مناسبات سیاسی جهان شده‌است ااتحادیه آفریقا در واقع نهاد جایگزین سازمان وحدت آفریقا (Organization Of African Unity) یا OAU است که به هدف بالابردن صلح، اتحاد و همکاری بین کشورهای آفریقایی بنیان نهاده شد و در حال حاضر ۵۳ کشور قاره آفریقا (به جز مراکش) عضو آن هستند. مقر اصلی این سازمان در آدیس آبابا پایتخت کشور اتیوپی قرار دارد.

سازمان وحدت آفریقا به عنوان سلف ااتحادیه آفریقا در سال ۱۹۶۳ و پس از آنکه در روند استعمارزدایی پس از جنگ جهانی دوم تعداد کشورهای مستقل آفریقا رو به افزایش بود، با عضویت ۳۲ کشور در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی تشکیل شد.

سازمان وحدت آفریقا در ابتدای کار فعالیت‌های خود را بر اهداف سیاسی که در ماده دوم اساسنامه آن ترسیم شده بود، متمرکز کرد. در این چارچوب این سازمان نقش عمده‌ای در استعمارزدایی از قاره آفریقا، حل و فصل مسالمت آمیز منازعات مرزی کشورهای این قاره، دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی اعضا و مبارزه با آپارتاید ایفا کرد.

سازمان وحدت آفریقا به موازات دستیابی به برخی اهداف سیاسی و نیز گسترش تعداد اعضا اهداف خود را به عرصه‌های اقتصادی و فرهنگی و علمی گسترش داد. همچنین در پرتو تحولات نظام بین الملل پس از جنگ سرد، کشورهای عضو سازمان وحدت آفریقا نیز برای آنکه بتوانند نقش و جایگاه این قاره در مناسبات نظام بین‌الملل در قرن بیست و یکم را گسترش دهند تلاش‌هایی برای تأسیس ااتحادیه آفریقا از دهه ۱۹۹۰ آغاز کردند.

در ادامه این مسیر ابتدا نشست فوق العاده سران سازمان وحدت آفریقا در شهر سیرت با انتشار بیانیه‌ای موسوم به «بیانیه سیرت» تصمیم به تأسیس ااتحادیه آفریقا گرفتند. سپس در نشست سال ۲۰۰۰ سران آفریقا در شهر لومه اساسنامه ااتحادیه آفریقا تصویب شد.

در نشست سال ۲۰۰۱ سران آفریقا در لوزاکا طرح جدیدی برای اجرایی کردن ااتحادیه آفریقا ارائه شد و در نهایت در نشست سال ۲۰۰۲ سران آفریقا در شهر دوربان آفریقای جنوبی، ااتحادیه آفریقا آغاز به کار کرد.

اکنون ااتحادیه آفریقا به عنوان فراگیرترین سازمان کشورهای آفریقایی در پی تحقق اهداف گسترده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برای حفظ صلح و ثبات در این قاره و نیز افزایش نقش آفریقا در نظام بین الملل است. مقر ااتحادیه آفریقا همچون سازمان وحدت آفریقا که سلف آن بود در شهر آدیس آبابا پایتخت اتیوپی قرار دارد.

ارکان ااتحادیه آفریقا نیز شامل اجلاس سران دولت‌ها و حکومت‌های عضو، شورای وزیران، کمیسیون آفریقا، کمیته دائم نمایندگان، شورای صلح و امنیت، پارلمان پان آفریقایی، شورای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دیوان دادگستری، و تعدادی کمیته‌های فنی و تخصصی است و همچنین نهادهای مالی است.

در آینده ااتحادیه آفریقا در نظر دارد نسبت به ایجاد پول متحد آفریقایی و نظام دفاعی یکپارچه متحد اقدام کند.از اهداف این سازمان می‌توان حفظ قاره در آرامش، ایجاد دموکراسی، بررسی حقوق بشر و داشتن اقتصاد پایدار نامبرد.

 

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو)

آلبانی بلژیک•  بلغارستان•  کانادا•  جمهوری چک•  دانمارک•  استونی•  فرانسه•  آلمان•  یونان•  کرواسی•  مجارستان•  ایسلند •  ایتالیا•  لاتویا• لیتوانی•  لوکزامبورگ•  هالند•  نروژ•  لهستان•  پرتگال•  رومانی•  اسلواکی•  اسلوونی• اسپانیا • ترکیه•  بریتانیا •  آمریکا

کشور های گروه 15 ( جی 15)

 اندونزیا • الجزایر ایران•  آرجانتین •  پرو•  جامائیکا • زیمبابوی • سریلانکا •  سنگالشیلی. • کنیا •  مالزیا•  مصر •   برازیل• مکزیک •  نیجریه•  هندوستان •  ونزوئلا

سازمان کشور های مستقیل همسود

جمهوری آذربایجانارمنستانازبکستاناوکراینبلاروستاجیکستانروسیهقرقیزستانقزاقستانمولداوی

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:41 بعد از ظهر |

اعضای سازمان شانگهای

عضوهای ناظر

سازمان همکاری شانگهای (به انگلیسی: Shanghai Cooperation Organisation) یا به اختصار SCO، سازمانی میان‌دولتی است که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی تشکیل شده‌است. این سازمان در سال ۲۰۰۱ توسط رهبران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان بنیان گذاشته شد. سازمان همکاری شانگهای در حقیقت ترکیب جدید سازمان «شانگهای ۵» است که در سال ۱۹۹۶ تأسیس شده بود، ولی نام آن پس از عضویت ازبکستان به «سازمان همکاری شانگهای» تغییر داده شد.

علاوه بر اعضای اصلی، ابتدا مغولستان در سال ۲۰۰۴ و یک سال بعد ایران، پاکستان، و هند به عنوان عضو ناظر به سازمان ملحق شدند.

پذیرفته شدن ایران به عضویت سازمان همکاریهای شانگهای به موضع گیری دو کشور بانفوذ عضو این سازمان، یعنی روسیه و چین بستگی خواهد داشت. هرچند موضعگیری چین و روسیه در مقابل برنامه هسته‌ای ایران نسبتا نرمتر به نظر می‌رسد، موضع سخت گیرانه آمریکا و غرب در رابطه با این قضیه امکان نخواهد داد که چین و روسیه به سادگی بتوانند ایران را به عضویت سازمان همکاریهای شانگهای بپذیرند. بعد از توافق اخیر چک و آمریکا در مورد استقرار بخشی از سیستم دفاع موشکی آمریکا در نزدیکی پراگ، مناسبات روسیه با آمریکا سردتر شده و ایران امکانات بیشتری را برای کسب حمایت روسیه به دست آورده‌است.

نقش این سازمان از زمان تاسیس آن تاکنون در منطقه افزایش یافته‌است. این سازمان، بر خلاف سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و پیمان ورشو سابق، هنوز یک معاهده دفاعی چندجانبه به شمار نمی‌رود.

نامهای رسمی

چینی و روسی زبانهای رسمی سازمان همکاری شانگهای هستند. نام رسمی سازمان به زبانهای فوق عبارت‌اند از:

چینی:

  • چینی (الفبای ساده): 上海合作组织
  • تلفظ آوایی: شانگهای هِتزو تسوچژی

روسی:

  • روسی: Шанхайская организация сотрудничества - ШОС
  • تلفظ آوایی: شانگهایسکایا اُرگانیزاتسیا سُترودنیچِـستوا

پیشینه

سازمان همکاری‌ شانگهای از دل رقابت قدرت‌های بزرگ برسر منطقه ژئوپلیتیک آسیای میانه ظهور کرد. هدف اولیه تاسیس این سازمان، غیرنظامی کردن مرز بین چین و شوروی بود.

گروه «شانگهای ۵» در ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ برابر ۲۶ آوریل سال ۱۹۸۶ با امضای توافقنامه‌ای به منظور «تعمیق اعتماد نظامی در مناظق مرزی» توسط رهبران وقت کشورهای قزاقستان، جمهوری خلق چین، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان به وجود آمد. این کشورها مجدداً در تاریخ در ۲۴ آوریل سال ۱۹۹۷ توافقنامه‌ای به منظور «کاهش نیروهای نظامی در مناطق مرزی» در مسکو به امضا رساندند.

نشست‌های کشورهای عضو شانگهای ۵ در سال ۱۹۹۸ در شهر آلماتی (قزاقستان)، در سال ۱۹۹۹ در بیشکک (قرقیزستان)، و در سال ۲۰۰۰ در شهر دوشنبه (تاجیکستان) برگزار شد.

نشست این گروه در سال ۲۰۰۱ در شهر شانگهای در چین برگزار شد. در این نشست نخست کشور ازبکستان به عنوان عضو جدید پذیرفته شد که عملا نام گروه را به «شانگهای ۶» تغییر داد. سپس در ۱۵ ژوئن سال ۲۰۰۱، سران کشورهای عضو در نشستی ضمن قدردانی از عملکرد گروه شانگهای ۵، تأسیس «سازمان همکاری شانگهای» را به هدف افزایش سطح همکاری‌ها اعلام کردند.

سران کشورهای عضو در ۱۷ خرداد ۱۳۸۱ (ژوئن ۲۰۰۲) در شهر سن پترزبورگ کشور روسیه گرد آمدند تا جزئیات اساسنامه سازمان را - شامل اهداف، ساختار و راهکارها - به بحث و بررسی بگذارند. پس از این توافقنامه موجودیت سازمان عملاً از نظر حقوق بین‌المللی رسمیت پیدا کرد.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:38 بعد از ظهر |

همکاری در مسایل امنیتی

مسایل امنیتی در آسیای میانه به ویژه تروریسم، جدایی طلبی و افراطی گری عموماً دغدغه اصلی این سازمان محسوب می‌شود.

«ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم» سازمان همکاری شانگهای در نشست ژوئن ۲۰۰۴ در شهر تاشکند در ازبکستان تهیه و تصویب شد. این سازمان در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد که بر اساس مفاد توافقنامه منطقه‌ای، با قاچاق مواد مخدر در طول مرزهای کشورهای عضو مبارزه خواهد کرد.

گریگوری لگنینف در آوریل ۲۰۰۶ اعلام کرد که پیمان همکاری شانگهای قصد ندارد به سازمانی نظامی (مشابه پیمان ناتو یا پیمان ورشوی سابق) تبدیل شود. اما وی اذعان کرد که برای مقابله با تهدیدهای روزافزون تروریسم، جدایی‌طلبی و افراطی‌گری ممکن است نیاز به استفاده از نیروهای ارتش کشورهای عضو بوجود آید. در همین راستا کشورهای عضو چندین مانور مشترک نظامی به اجرا گذاشته‌اند. اولین مانور نظامی در سال ۲۰۰۳ طی دو فاز در قزاقستان و چین به اجرا درآمد.

در ماه اوت سال ۲۰۰۵ مانور نظامی بزرگی با شرکت چین و روسیه با نام «ماموریت صلح ۲۰۰۵» به اجرا درآمد. این اولین مانور نظامی مشترک روسیه و چین محسوب می‌شود. در پی موفقیت این مانور، مقامات روسی اظهار علاقه کرده‌اند که کشور هند در مانورهای مشترک بعدی حضور داشته باشد و سازمان همکاری شانگهای نقش نظامی نیز در صحنه بین‌المللی ایفا کند.

در پی توافق وزیران دفاع کشورهای عضو پیمان در آوریل ۲۰۰۶، جدیدترین مانور نظامی کشورهای عضو در سال ۲۰۰۷ با شرکت ۴۰۰۰ سرباز ارتش چین در منطقه چلیابینسک در کشور روسیه در اطراف رشته کوههای اورال و مرز جغرافیایی آسیا و اروپا برگزار شد.

افزایش سطح بازرگانی

چهارچوب توافقنامه همکاری اقتصادی کشورهای عضو پیمان نخستین بار در نشست مورخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۳ تهیه و به امضا رسید. در این نشست رئیس دولت چین پیشنهاد کرد که برنامه بلندمدتی برای تشکیل منطقه آزاد تجاری در سازمان تهیه شود. وی در این پیشنهاد ضمناً چندین راهکار کوتاه مدت برای افزایش سطح بازرگانی در میان کشورهای عضو ارائه داد. یکسال پس از این پیشنهاد، در ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۴، سندی شامل یکصد برنامه مشخص برای افزایش سطح بازرگانی میان کشورهای عضو به امضا رسید .

در نشست مسکو مورخ ۲۵ اکتبر ۲۰۰۵، دبیر کل سازمان اعلام کرد که پروژه‌های مشترک سازمان در زمینه انرژی دارای اولویت بالا هستند. این پروژه‌ها شامل کشف، استخراج و بهره‌برداری از حوزه‌های نفت و گاز، و استفاده مشترک اعضا از منابع آب شیرین می‌باشند.

همکاری‌های بانکی

دستاورد مهم دیگر این نشست توافق برای تشکیل شورای مشترک بانکی بین کشورهای عضو سازمان بود. هدف از تشکیل این شورای مشترک بانکی تسهیل در فراهم نمودن سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژه‌های مشترک سازمان عنوان شده‌است. در پی این توافق، نخستین گردهمایی شورای مشترک بانکی سازمان همکاری شانگهای در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۶ در پکن پایتخت چین برگزار شد.

باشگاه مشترک انرژی

متعاقب آن، کنفرانس بین‌المللی «سازمان همکاری شانگهای: دستاوردها و دیدگاهها» (SCO: Results and Perspectives) در شهر آلماتی پایتخت قزاقستان برگزار شد. در این کنفرانس، نماینده وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که روسیه فکر بنیان گذاردن تشکیلاتی بین‌المللی با نام «باشگاه انرژی» را در سر می‌پروراند. [۱۰] دولت روسیه مجدداً در نشست سازمان در نوامبر ۲۰۰۷ در مسکو بر عزم خود برای تشکیل این باشگاه انرژی تاکید نهاد.

همکاریهای فرهنگی

همکاریهای فرهنگی بخشی از چارچوب فعالیت سازمان همکاری شانگهای است. وزیران فرهنگ کشورهای عضو سازمان برای نخستین بار در ۱۲ آوریل ۲۰۰۲ سند همکاری مشترک فرهنگی را در نشست پکن امضا کردند.

برای سرعت بخشیدن به همکاریهای مشترک فرهنگی، اعضای سازمان در سال ۲۰۰۵ فستیوال و نمایشگاه مشترکی در شهر آستانه در کشور قزاقستان برگزار کردند.

توازن قدرت در جهان چندقطبی

کشورهای عضو و ناظر سازمان همکاری شانگهای روی هم نه تنها بزرگ‌ترین توان اقتصادی، نظامی، هسته‌ای و فضایی جهان را دارا هستند، بلکه بیشترین تولیدکننده و مصرف کننده انرژی در جهان نیز می‌باشند. مساحت کشورهای عضو (اصلی و ناظر) این سازمان روی هم بیش از ۲۵٫۱ میلیون کیلومتر مربع یا یک چهارم سطح خشکی‌های زمین است.

اساسنامه سازمان همکاری شانگهای بر شفافیت عملکرد و بی‌طرفی نظامی آن تاکید می‌کند. علیرغم این موضوع، شکی نیست که سازمان همکاری شانگهای تقش موازنه دهنده‌ای در صحنه بین‌المللی خصوصاً در مقابل پیمان ناتو ایفا می‌نماید. برای مثال، ایالات متحده آمریکا درخواستی جهت عضویت به عنوان عضو ناظر به سازمان همکاری شانگهای ارائه کرده بود، اما این درخواست در سال ۲۰۰۵ از طرف سازمان رد شد.[۱۴]

سازمان همکاری شانگهای از آمریکا خواسته‌است که پایگاهها و نیروهای نظامی خود را از خاک تمام کشورهای عضو خارج سازد. پس از این درخواست، دولت قرقیزستان رسماً از آمریکا درخواست کرد که برنامه خروج نیروهای آمریکایی و تعطیلی پایگاه هوایی نظامی K-2 را از این کشور را سریعاً تهیه و اعلان کند.

گروه هشت

کانادا  *  فرانسه  *  آلمان  * ایتالیا  * جاپان  * روسیه  * بریتانیا  * امریکا

 

گروه هشت (G8) از هشت کشور صنعتی جهان تشکیل شده‌است که ۶۵٪ اقتصاد جهان را در دست دارند. سران کشورهای این گروه هر ساله یک گردهمایی مشترک با هم دارند.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:28 بعد از ظهر |

تاریخچه گروه هشت

گروه هشت در تلاش برای پاسخ به یک بحران پدید آمد: در اواسط دههٔ هفتاد، بحران نفتی و از هم‌پاشی سیستم تبادل ارز برتون وودز منجر به بحرانی در اقتصاد جهانی شد. برای کشورهای بزرگ صنعتی این موضوع مطرح بود که چگونه می‌توان بر مشکلات غلبه کرد. رئیس جمهور وقت فرانسه، والری ژیسکار دیستن، و صدر اعظم آن هنگام آلمان، هلموت اشمیت، غلبه بر بحران را در راه‌کاری بین‌المللی دیدند و این ایده را پی گرفتند.

دیدار سالانه

اولین کنفرانس اقتصاد جهانی سال ۱۹۷۵ در قصر رامبولیه در پاریس برپا شد. پس از آن چنین دیدارهایی سالانه تکرار شدند و هر سال یکی از اعضای این گروه میزبانی اجلاس را که همیشه در ماه مه یا ژوئن، برگزار می‌شدند بر عهده گرفت.

هدف ازاین نشست‌ها در آغاز شور و مشورت دربارهٔ مسائل روز راهبردهای اقتصادی جهان درمیان جمعی کوچک بود. شرکت‌کنندگان در اولین اجلاس، سران کشورهای فرانسه، آلمان، بریتانیا، ایتالیا، ژاپن و آمریکا بودند.

کانادا و روسیه به جمع گروه پیوستند

در سال ۱۹۷۶ با پیوستن کانادا به جمع کشورهای عضو، این گروه به «گروه هفت» (G7) تبدیل گردید. در پایان جنگ سرد در سال ۱۹۸۹ روسیه خواستار پیوستن به این گروه شد. پذیرش روسیه در این گروه رفته رفته انجام شد و ۹ سال بعد در سال ۱۹۹۸ این کشور به عضویت رسمی گروه در آمد. در سال ۲۰۰۶ روسیه برای اولین بار ریاست گروه ۸ را بر عهده گرفت و اجلاس سالانهٔ گروه ۸ در سن پترزبورگ برگزار شد.

گروه هشت یک عضو دیگر هم دارد و در حقیقت می‌توان حتی از گروه ۹ هم سخن گفت. چرا که از سال ۱۹۸۱ رئیس کمیسیون اروپا هم در این اجلاس شرکت می‌کند. از سوی دیگر گروه هفت بدون روسیه کماکان به موازات گروه هشت وجود دارد. زیرا مسکو هنوز به همهٔ نهادهای زیر نظر گروه هشت راه ندارد، از جمله رایزنی‌های اقتصادی که گاهی بدون شرکت روسیه انجام می‌گیرند.

اولین کنفرانس اقتصاد جهانی بسیار غیررسمی بود. در ضمن گفتگوهای شبانه در کنار شومینه، سران کشورهای عضو شرکت کننده در دیدار، به مزیت امکان تبادل نظر مستقیم در بارهٔ مسائل مهم پی بردند.

اجلاس گروه هشت نهادی بین المللی نیست. گروه هشت فاقد سازمان مدیریتی است و قطعنامه‌های این اجلاس الزام‌آور نیست. اجلاس سالانه‌ همیشه از سوی کشور میزبان سازماندهی می‌شوند و کشور میزبان ریاست اجلاس را بر عهده می‌گیرد.

روح از دست رفتهٔ رامبولیه

در سال‌های آغازین نشست سران، گفت‌گوها دربارهٔ مسائل مالی و موضوعات مربوط به سیاست ارزی کانون این دیدارها را تشکیل می‌دادند. در دههٔ ۸۰ مسائل سیاست امنیتی بیشتر در کانون توجه قرار گرفتند. از سوی دیگرمسائل مبرم روز مانند حملهٔ اتحاد شوروی سابق به افغانستان یا فاجعهٔ چرنوبیل احساس نیاز به همکاری را تشدید کردند.

روح رامبولیه- گفت‌و گوهای غیر رسمی در جمعی کوچک- در سایهٔ سازمان‌دهی نشست‌های بزرگ به فراموشی سپرده شد. هماهنگ کردن موضوع‌های گوناگون رفته رفته پیچیده‌تر شد. امروزه نه تنها سران کشورها با یکدیگر دیدار می‌کنند بلکه وزرای کشورهای عضو هم پیرامون مسائل گوناگون به بحث و گفت‌و گو می‌نشینند. اقتصاد دیگر موضوع اصلی مذاکرات نیست، بلکه در کنار آن به موضوع‌هایی دیگر مانند تغییرات جوی یا توریسم بین‌المللی هم پرداخته می‌شود.

نقدها

یکی از انتقاداتی که در سال‌های اخیر نسبت به گروه ۸ مطرح بوده عدم عضویت کشورهای مهم و تازه‌ قدرت یافته، مانند چین و هند و برازیل و اسپانیا در این گروه‌است. گروه ۸ که از سال ۱۹۷۷ نشست‌های سالانه برگزار می‌کند تنها آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایتالیا، آلمان ، فرانسه و روسیه را در برمی‌گیرد. گروه ۸ امروزه دربر گیرندهٔ قوی‌ترین کشورهای اقتصادی جهان نیست. هرچند که ۸ کشور عضو تقریباً دو سوم در آمدهای ناخالص ملی دنیا را به خود اختصاص می‌دهند، ولی مثلاً بدون چین، که چهارمین درآمد ناخالص ملی را دارد، این اجلاس کامل نیست. همچنین اسپانیا (که بر اساس در آمد ناخالص ملی جلوتر از کانادا و روسیه قرار دارد) بر شرکت در این اجلاس اصرار می‌کند.

گروه 20

این گروه متشکل از کشور های زیر است

امریکا*اتحادیه اروپا * فرانسه* بریتانیا* المان* ایتالیا* چین * جاپان* روسیه* عربستان سعودی* اندونزیا* استراالیا* ترکیه* برازیل* ارجینتاین* کانادا* هند* کوریای جنوبی* افریقایی جنوبی* مکزیک

گروه ۲۰ (به انگلیسی: G-20) یا گروه بیست اقتصاد بزرگ گروهی متشکل از وزرای اقتصاد(دارائی) و مسولان بانک‌های مرکزی بیست اقتصاد مطرح دنیاست. گروه ۲۰ متشکل از قدرتمندترین کشورهای جهان است که در مجموع ۸۵ درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارند[۱].

شهرهای میزبان اجلاس گروه بیست

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:25 بعد از ظهر |

اجلاس لندن

دوازدهمین اجلاس این گروه در شهر لندن برگزار شد.همزمانی این اجلاس با بحران اقتصادی جهان اهمیت خاصی به این اجلاس داده‌بود.در زمان برگزاری این اجلاس تجمعات و تظاهرات‌های اعتراض‌امیز بسیاری برگزار شد که بعضا با دخالت پلیس به خشونت کشیده می‌شد.

سازمان گزارشگران بدون مرز

 (در انگلیسی: Reporters Without Borders، در فرانسوی: Reporters sans frontières) نام یک سازمان غیرانتفاعی بین‌المللی دفاع از آزادی مطبوعات و حمایت از خبرنگاران و روزنامه نگاران است. مقر سازمان گزارشگران بدون مرز در کشور فرانسه قرار دارد.

تأمین مالی این سازمان از راه فروش نشریات و دیگر تولیدات و حق عضویت اعضا است. بخشی نیز کمک‌های مطبوعات و شهروندان است و بخشی دیگر هم از راه کمک‌های کمیسیون اروپا است. گزارشگران بدون مرز هر سال ترازنامه سازمان را منتشر و در اختیار اعضا و همگان قرار می‌دهد. تنها دولتی که به این سازمان کمک می‌کند کمیسیون اروپا است، که مرکب از ۱۵ دولت مختلف است.

اعضا دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد

 چین •  فرانسه •  روسیه •  بریتانیا    آمریکا

اعضای سازمان اوپک

اعضای سابق

  •  گابون (عضویت کامل از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۵)
  •  اندونزی (عضویت کامل از دسامبر ۱۹۶2 تا ۲۰۰۹)
+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:23 بعد از ظهر |

سازمان کشورهای صادر کننده نفت با نام اختصاری اوپک، یک کارتل نفتی است که متشکل از کشورهای الجزایر، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی٬ اکوادور، آنگولا و ونزوئلا است. مقر بین المللی اوپک از سال 1344 در شهر وین در کشور اتریش بوده‌ است.

هدف اصلی این سازمان، آنچنان که در اساسنامه بیان شده، به این شرح است: «هماهنگی و یکپارچه سازی ‍‍سیاست‌های نفت کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تامین منافع جمعی یا فردی آنها، طراحی شیوه‌هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازار نفت بین المللی به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیر ضروری؛ عنایت و توجه ویژه به کشورهای تولید کننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم کردن درآمد ثابت برای کشورهای تولید کننده نفت؛ تامین نفت کشورهای مصرف کننده به صورت کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی؛ و بازده مناسب و منصفانه برای آنهایی که در صنعت نفت سرمایه گذاری می‌کنند..»[۱]

با وجود این، تأثیر اوپک بر اقتصاد نفت همیشه ثبات بخش نبوده‌است. در جریان بحران نفت ۱۹۷۳ این سازمان با استفاده از سلاح نفت دنیا را به وحشت انداخت و باعث ایجاد تورم شدید در تمام مصرف کنندگان نفت، اعم از کشورهای پیشرفته و درحال توسعه جهان شد. توسعه بیش از حد میادین نفتی خلیج مکزیک، دریای شمال که کاهش سهم اوپک در تولید جهانی را منجر شده و بی ثباتی روزافزون بازار موجب شده‌است توان اوپک در ارتباط با کنترل قیمت نفت در مقایسه با دوران طلایی آن کاهش زیادی داشته باشد. با این حال اوپک هنوز هم تأثیر فراوانی بر قیمت نفت دارد. از این سازمان معمولاً به عنوان نمونه‌ای از یک ‍‍ کارتل یاد می‌شود.

در حال حاضر عضویت اندونزی در اوپک مورد بازنگری و تجدید نظر واقع شده است؛ چرا که این سازمان دیگر اندونزی را به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی نفت در نظر نمی‌گیرد.

زبان رسمی اوپک انگلیسی است، هرچند که زبان رسمی اکثر کشورهای عضو این سازمان عربی است. هفت عضو فعلی اوپک از میان کشورهای عرب هستند و تنها زبان رسمی یکی از کشورهای عضو اوپک (نیجریه) انگلیسی است.

حق عضویت در اوپک سالانه ۵ میلیون دلار است و تنها کشورهای صادر کننده نفت می‌توانند عضو این سازمان باشند.

تاریخچه

‌ونزوئلا‍‍ اولین کشوری بود که با نزدیک شدن به ایران، عراق، کویت، و عربستان سعودی در سال ۱۹۴۹ و ارائه این پیشنهاد که آنها به تبادل نظر بپردازند و برای برقراری روابط نزدیک تر و همیشگی بین خود راههای جدیدی کشف کنند، در راستای تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) گام برداشت. در سپتامبر ۱۹۶۰، دولت عراق کشورهای ایران، کویت، ‍‍ عربسان سعودی، و ونزوئلا‍‍ را به اجلاسی در بغداد دعوت کرد تا درمورد کاهش قیمت مواد خام تولید شده توسط کشورهای متبوع خود به مذاکره بپردازند. در نتیجه این مذاکرات، اوپک با هدف یکپارچه سازی و هماهنگ کردن سیاست‌های ناظر بر نفت کشورهای عضو تأسیس شد. ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا اعضای اولیه اوپک بودند. این سازمان بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵گسترش یافت و ‍‍قطر، (۱۹۶۱)، اندونزی (۱۹۶۲)، لیبی (۱۹۶۲)، امارات متحده عربی (۱۹۶۷)، الجزایر (۱۹۶۹) و نیجریه (۱۹۷۱) به جمع کشورهای اولیه اوپک پیوستند. اکوادور و گابن نیز بعدها به عضویت اوپک در آمدند، که اولی یعنی اکوادور در دسامبر ۱۹۹۲ از عضویت اوپک خارج شد و گابون نیز در ژانویه ۱۹۹۵ با تکرار حرکت اکوادور، از جمع کشورهای عضو اوپک خارج شد. اگر چه عراق همچنان یکی از اعضای اوپک محسوب می‌شود، لیکن تولیدات نفتی این کشور از مارس ۱۹۹۸جزء سهام مورد توافق اوپک قرار نداشته‌است. تخمین و برآورد EIA بیانگر آن است که یازده عضو فعلی اوپک تولید کننده قریب به ۴۰٪ از نفت جهان هستند و حدود دو سوم (65%) ذخایر نفتی شناخته شده جهان در اختیار آنهاست.

جنگ اعراب و اسرائیل

نتیجه تداوم جنگ اعراب و اسرائیل آن بود که سرانجام اوپک از یک کارتل صرف به یک نیروی سیاسی عظیم مبدل شد. پس از جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، اعضای عرب اوپک یک گروه مستقل و همپوشانی را به نام سازمان کشورهای عرب تولید کننده نفت تشکیل دادند. هدف این کشورها از این اقدام، متمرکز ساختن سیاست مربوطه و اعمال فشار بر غرب به سبب حمایت از اسرائیل بود. مصر و سوریه هم هرچند در ردیف کشورهای اصلی تولید کننده نفت قرار نداشتند، به اعراب پیوستند تا به آنها کمک کنند که اهداف خود را بیان دارند. چندی بعد جنگ یام کیپور در سال ۱۹۷۳ رخ داد و باور عمومی اعراب را به تحریک واداشت. اعراب که از حمایتهای فوری آمریکا و غرب از اسرائیل که باعث شد اسرائیل در برابر نیروهای سوریه و مصری مقاومت کند به خشم آمده بودند، تحریم نفت ۱۹۷۳ را بر ضد آمریکا و اروپای غربی رقم زدند. در دهه هفتاد قرن بستم، شرکت‌های مختلط نفت غربی ناگهان با بلوک‌های متحد تولید کننده نفت رودررو شدند.

درگیری اعراب و اسرائیل آبستن بحران دیگری نیز بود. آنها سرانجام نفت را از کشورهای غیرعرب دور کردند.

غرب دیگر افزایش ۵ درصدی مصرف انرژی را در سال از دست داده بود، دیگر نمی‌توانست از طرفی نفت ارزان قیمت بخرد و از طرف دیگر کالاهای خود را که به واسطه تورم قیمتشان بالا بوده‌است را به کشورهای جهان سومی تولید کننده نفت بفروشد. شاه ‍‍ایران که کشورش دومین تولید کننده بزرگ نفت در جهان محسوب می‌شد و در آن زمان نزدیک ترین هم پیمان ایالات متحده در خاورمیانه بود، بر این نکته تاکید فراوانی داشت. شاه در سال ۱۹۷۳ در مصاحبه با مجله «نیویورک تایمز» گفت: «البته که قیمت نفت در جهان رو به افزایش است». «شکی در آن نیست! اما چطور است که...؛ شما [کشورهای غربی] قیمت گندمی را که به ما می‌فروشد ۳۰۰٪ بالا بردید، و همین طور شکر و سیمان را گران کردید؛ شما نفت خام ما را می‌خرید و به نام پتروشیمی صدبرابر گرانتر همان جنس را به ما می‌فروشید...؛ با این اوصاف عادلانه‌است که شما هم از این پس بهای بیشتری برای خرید نفت بپردازید، مثلاً ۱۰ برابر بیشتر از آنچه الآن پرداخت می‌کنید.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:13 بعد از ظهر |

اقتصاد نفت

کشورهای عضو اوپک قریب به دوسوم ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارند. در سال ۲۰۰۵ اوپک ۷/۴۱ ٪ از تولیدات نفت جهان را یه خود اختصاص داد، این در حالی است که کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه تنها ۸/۲۳٪ و اتحاد شوروی سابق ۸/۱۴٪ از تولیدات نفت جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

از آنجا که فروش نفت در جهان بر مبنای دلار آمریکا سنجیده می‌شود، تغییر ارزش دلار در برابر دیگر ارزهای رایج جهان بر تصمیمات اوپک در خصوص میزان تولید نفت تأثیر می‌گذارد. برای مثال، وقتی دلار در مقایسه با دیگر ارزهای رایج افت سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) یک کارتل متشکل از الجزایر، اندونزی، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ونزوئلا است که مقر بین المللی آن از سال ۱۹۶۵ در شهر وین در کشور اتریش بوده‌است.

هدف اصلی این سازمان، آنچنان که در اساسنامه بیان شده، به این شرح است: «هماهنگی و یکپارچه سازی ‍‍سیاست‌های نفت کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تامین منافع جمعی یا فردی آنها، طراحی شیوه‌هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازارنفت بین المللی به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیر ضروری؛ عنایت و توجه ویژه به کشورهای تولید کننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم کردن درآمد ثابت برای کشورهای تولید کننده نفت؛ تامین نفت کشورهای مصرف کننده به صورت کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی؛ و بازده مناسب و منصفانه برای آنهایی که در صنعت نفت سرمایه گذاری می‌کنند.

با وجود این، تأثیر اوپک بر اقتصاد نفت همیشه ثبات بخش نبوده‌است. در جریان بحران نفت ۱۹۷۳ این سازمان با استفاده از سلاح نفت دنیا را به وحشت انداخت و باعث ایجاد تورم شدید در تمام مصرف کنندگان نفت، اعم از کشورهای پیشرفته و درحال توسعه جهان شد. توسعه بیش از حد میادین نفتی خلیج مکزیک، دریای شمال که کاهش سهم اوپک در تولید جهانی را منجر شده و بی ثباتی روزافزون بازار موجب شده‌است توان اوپک در ارتباط با کنترل قیمت نفت در مقایسه با دوران طلایی آن کاهش زیادی داشته باشد. با این حال اوپک هنوز هم تأثیر فراوانی بر قیمت نفت دارد. از این سازمان معمولاً به عنوان نمونه‌ای از یک ‍‍ کارتل یاد می‌شود

نسبی دارد، عایدات حاصل از نفت کشورهای عضو اوپک در برابر ارزهای دیگر کاهش می‌یابد و در نتیجه توان خرید آنها تا حد متنابعی کاهش می‌یابد؛ چرا که آنها کماکان نفت خود را به دلار می‌فروشند. پس از عرضه شدن یورو، عراق اعلام کرد که می‌خواهد در ازای نفتی که می‌فروشد به جایی دلار آمریکا، یورو دریافت کند که باعث شد اوپک به فکر تجدید نظر در ارز فروش نفت و جایگزینی یورو به جای دلار افتد. برخی بر این باورند که این تصمیم عراق علت اصلی بروز جنگ عراق و جنگ احتمالی ایران در آینده بوده‌است. اگر اوپک ارز دریافتی در ازای فروش نفت را به یورو تغییر می‌داد، خسارات شدیدی به اقتصاد آمریکا وارد می‌شد.

تصمیماتی که اوپک اتخاذ می‌کند تأثیر بسیار زیادی بر قیمت نفت در جهان دارد. من باب مثال، درزمان بحران انرژی ۱۹۷۳ اوپک از ارسال نفت به آن دسته از کشورهای غربی که در جنگ یا کیپور یا جنگ اکتبر، ازاسرائیل حمایت می‌کردند، خودداری کرد. در آن جنگ، کشورهای غربی به حمایت از اسرائیل با مصر و ‍‍سوریه وارد جنگ شدند. خودداری اوپک از ارسال نفت به کشورهای غربی باعث شد قیمت نفت در بازارهای جهانی ۴ برابر افزایش بیابد. این رشد قیمت که به مدت ۵ ماه ادامه داشت، در ۱۷ اکتبر ‍‍۱۹۷۳‍‍ شروع شد و در ۱۸ مارس ۱۹۷۴ به پایان رسید. پس از آن کشورهای عضو اوپک در ۷ ژانویه ۱۹۷۵ با هم موافقت کردند و قیمت نفت خام را ۱۰٪ افزایش دادند. در آن زمان، کشورهای عضو اوپک، از جمله آن کشورهایی که از قبل صنعت نفت خود را ملی کرده بودند، به اتفاق خواستار برقراری نظم نوین اقتصاد جهان با ائتلاف کشورهای اصلی تولید کننده نفت شدند. آن کشورها که موفق شدند اولین اجلاس اوپک را در الجیرز ترتیب دهند، خواهان قیمت ثابت و عادلانه برای کالا، یک برنامه بین المللی غذا و کشاورزی، انتقال فناوری از شمال به جنوب و دموکراتیک کردن نظام اقتصادی بودند.


سیاست اتخاذی مفید و کارگر واقع شد و قیمت نفت خام را تا حدی بالا برد که قبل از آن تنها یک بار قیمت محصولات پالایش شده به آن حد بالا رسیده بود. با وجود این، توانایی اوپک برای بالا بردن قیمت نفت محدودیتهایی نیز دارد. افزایش قیمت نفت باعث کاهش مصرف می‌شود و در نتیجه درآمد خالص سازمان کاهش می‌یابد. علاوه بر آن، افزایش بی حد و حصر قیمت نفت می‌تواند زمینه ساز تلاش برای تغییر نظام مند در رفتار کشورها، از قبیل استفاده از انرژی جایگزین یا بقای انرژی بیش از پیش، گردد.

صدام حسین رئیس جمهور عراق از افزایش قیمت نفت اوپک حمایت کرد. افزایش قیمت نفت به عراق و دیگر کشورهای عضو اوپک کمک کرد سود بدهی‌های خود را بپردازند. بالا رفتن قیمت نفت منجر به بروز جنگ خلیج در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ شد. اما جدایی و دودستگی بین کشورهای عضو اوپک با جنگ ایران و عراق رقم خورد و حمله عراق به کویت باعث شد همبستگی بین آن کشورها به کمترین حد خود برسد. هراس و اضطراب قطع عرضه و تامین نفت که از این درگیری‌ها ناشی شده بود، برطرف شد و قیمت نفت به شدت رو به کاهش نهاد.

پس از آنکه قیمت نفت تا حد ۱۰ دلار برای هر بشکه کاهش یافت، در سال ۱۹۸۸ یک سیاست مشترک و دسته جمعی با هدف رساندن تولیدات نفتی به وضعیت سابق آغاز شد که عده‌ای شروع این سیاست را به هوگو چاوز، رئسی جمهور ونزوئلا نسبت می‌دهند. کشور هوگو چاوز در سال ۲۰۰۰ میزبان اولین اجلاس سران کشورهای عضو اوپک در ۲۵ سال اخیر بود. در آگوست ۲۰۰۴ اوپک اعلام کرد که اعضای این سازمان ظرفیت عرضه مازاد را ندارند. این اعلام به معنای آسازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) یک کارتل متشکل از الجزایر، اندونزی، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ونزوئلا است که مقر بین المللی آن از سال ۱۹۶۵ در شهر وین در کشور اتریش بوده‌است.

هدف اصلی این سازمان، آنچنان که در اساسنامه بیان شده، به این شرح است: «هماهنگی و یکپارچه سازی ‍‍سیاست‌های نفت کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تامین منافع جمعی یا فردی آنها، طراحی شیوه‌هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازارنفت بین المللی به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیر ضروری؛ عنایت و توجه ویژه به کشورهای تولید کننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم کردن درآمد ثابت برای کشورهای تولید کننده نفت؛ تامین نفت کشورهای مصرف کننده به صورت کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی؛ و بازده مناسب و منصفانه برای آنهایی که در صنعت نفت سرمایه گذاری می‌کنند.

با وجود این، تأثیر اوپک بر اقتصاد نفت همیشه ثبات بخش نبوده‌است. در جریان بحران نفت ۱۹۷۳ این سازمان با استفاده از سلاح نفت دنیا را به وحشت انداخت و باعث ایجاد تورم شدید در تمام مصرف کنندگان نفت، اعم از کشورهای پیشرفته و درحال توسعه جهان شد. توسعه بیش از حد میادین نفتی خلیج مکزیک، دریای شمال که کاهش سهم اوپک در تولید جهانی را منجر شده و بی ثباتی روزافزون بازار موجب شده‌است توان اوپک در ارتباط با کنترل قیمت نفت در مقایسه با دوران طلایی آن کاهش زیادی داشته باشد. با این حال اوپک هنوز هم تأثیر فراوانی بر قیمت نفت دارد. از این سازمان معمولاً به عنوان نمونه‌ای از یک ‍‍ کارتل یاد می‌شود

ن بود که کارتل دیگر نفوذ و تأثیری بر قیمت نفت خام در بازارهای جهانی ندارد. اندونزی که تبدیل به یکی از واردکنندگان اصلی نفت شده‌است و دیگر قادر به تامین سهمیه رسمی و تعیین شده خود نیست، به تجدید نظر در مورد تدوام عضویت خود در این سازمان مشغول است.

در حالی که تاکنون طرفداران حفظ سطح تولید اوپک در درون این سازمان نزدیک به اکثریت بودند اما برخی از اعضای این سازمان از افزایش سطح تولید حمایت کردند. اکثریت اعضای اوپک با رد فشارهای فزاینده کشورهای غربی هر گونه افزایش تولید اوپک درحال حاضر را به صلاح ندانسته و خواهان حفظ تولید اوپک در سطح کنونی شده‌اند. ونزوئلا، الجزایر و لیبی با هر گونه افزایش تولید مخالفت کردند، اما عربستان سعودی خواهان افزایش تولید اوپک به میزان ۵۰۰ هزار بشکه در روز شد.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:4 بعد از ظهر |

سازمان اوپک اعلام کرده که اوپک از روز ۱٫۱۱٫۲۰۰۷ تولید خود را به میزان ‪ ۵۰۰هزار بشکه در روز افزایش خواهد داد. افزایش تولید نفت به دلیل مقابله با اثرات منفی قیمت ۷۷ دلاری نفت بر اقتصاد جهانی و کاهش ذخایر جهانی نفت اتخاذ شده‌است و این ۵۰۰ هزار بشکه بر تولید واقعی کشورهای عضو اضافه می‌شود به این ترتیب تولید واقعی ده کشور غیر از عراق و آنگولا از روز ۱٫۱۱٫۲۰۰۷ به ۲/۲۷ میلیون بشکه در روز می‌رسد. ولی علیرغم اعلام افزایش تولید اوپک بهای یک بشکه نفت خام برای اولین بار از مرز ۸۱ دلار عبور کرد.

هم‌زمان با نشست شورای امنیت (گروه ۵+۱) برای بررسی وضعیت ایران، قیمت نفت در بازارهای آمریکا با افزایش دو و نیم درصدی به حدود ۸۴ دلار در هر بشکه رسید.

در آستانه فصل سرما، بهای نفت در بازارهای جهانی به رکورد کم سابقه ۹۳ دلار برای هر بشکه رسید ور این در حالی است که قیمت این ماده خام در بازارهای خاور دور به بالای ۹۳ دلار رسید. بازارهای جهانی خود را برای افزایش بهای نفت به میزان صد دلار در هر بشکه آماده می‌کنند.

در آخرین روز سال ۲۰۰۷ میلادی قیمت هر بشکه نفت به بالای ۹۶ دلار آمریکا رسید، در حالیکه در آغاز سال ۲۰۰۷ میلادی قیمت هر بشکه نفت در حدود ۶۰ دلار آمریکا بود. به این ترتیب قیمت نفت در سال ۲۰۰۷ با افزایشی ۵۸ درصدی، بیشترین افزایش قیمت را در یک دهه گذشته داشته‌است.

تنشهای موجود در خاورمیانه، کاهش قدرت دلار آمریکا و کمبود گنجایش ظرفیت کاری پالایشگاهها از عوامل موثر در این افزایش قیمت بوده‌است. افزایش قیمت نفت بر قدرت خرید مصرف کنندگان در بسیاری از کشورها تاثیر محسوسی داشته. قیمت محصولات نفتی با افزایش نسبتاً چشمگیری در سال ۲۰۰۸ میلادی مواجه شد.

قیمت نفت در اوایل تابستان 2008 به رقم بی سابقه 148 دلار رسید اما در اوج گرمای تابستان 2008 با آشکار شدن بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۹ در اقتصاد جهانی، روند نزولی گرفت و به زیر 40 دلار در هر بشکه سقوط کرد!

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نهادی مستقل است که در سال ۱۹۵۷ برای ترویج استفاده صلح‌آمیز، و جلوگیری از استفاده نظامی، از انرژی هسته‌ای تأسیس شد.

پیشنهاد تأسیس این سازمان را دوایت آیزنهاور رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (که به سخنرانی اتم برای صلح معروف شد) در سال ۱۹۵۳ مطرح کرد.

آژانس و دبیرکل آن محمد البرادعی در سال ۲۰۰۵ مشترکا برنده جایزه صلح نوبل شدند.

شورای حکام

شورای حکام از ۳۵ کشور عضو تشکیل شده‌است. مطابق ماده ۶ اساسنامه آژانس، ۱۰ عضو شورا باید حتماً از بین کشورهای پیشرفته و صاحب تکنولوژی هسته‌ای و ۷ عضو دیگر از بین کشورهای اروپایی انتخاب شوند. برای خاورمیانه و آسیای جنوبی ۲ نماینده در نظر گرفته شده‌است.

ااتحادیه بین المللی مخابرات راه دور (ITU)

 یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد است . این ااتحادیه دومین ااتحادیه قدیمی پس از کمیسیون راین است . این ااتحادیه وظیفه قانونگذاری و مدیریت فضای فركانسی ، تدوین استانداردهای تبادل داده و اطلاعات و همچنين كمك به رشد و توسعه ارتباطات در سراسر جهان را بر عهده دارد . مقر این سازمان در ژنو سوئیس است .

تاریخچه

در سال 18۶۵ پس از اختراع تلگراف بیست کشور اروپایی نهادی را به عنوان ااتحادیه بین المللی تلگراف تاسیس کردند که اولین مقررات بين‌المللی ارتباطات راه دور در آن به تصويب رسيد . این ااتحادیه پس از کنفرانسی جهانی در مادرید اسپانیا به ااتحادیه بین‌المللی ارتباطات راه دور یا همان ITU تغییر نام داد . پس از تاسيس سازمان ملل متحد ، در سال ۱۹۴۵ ، آی‌تی‌یو به نهادی وابسته به اين سازمان تبديل شد .

بنای یادبود در برن سوئیس در پایین بنا این نوشته دیده می‌شود: "Union Télégraphique Internationale fondée à Paris en 1865 sur l'initiative du gouvernement français. Érigé par décision de l'Union Télégraphique prise à la conférence internationale de Lisbonne en 1908." (به فارسی :ااتحادیه بین المللی تلگراف در پاریس در سال 1865 در طرح ابتکاری دولت فرانسه تاسیس شد. [این اثر تاریخی] با تصمیم ااتحادیه تلگراف ساخته شده ، کنفرانس بین المللی در لیسبون در سال 1908 .")

ITU از سه بخش تشکیل شده است :

  • بخش استاندارد سازی مخابرات
  • بخش مخابرات رادیوئی
  • بخش توسعه مخابرات

ریاست

رياست بخش ارتباطات راديویی توسط كنفرانس مجمع عمومی چهارسالانه آی‌تی‌یو انتخاب می‌شود. رياست اين بخش، علاوه بر مسئوليت هماهنگی بين زيربخش‌های مختلف، به طور مستقيم مسئوليت اداره دفتر ارتباطات رادیویی را نيز بر عهده دارد.

بانک جهانی‌

تصویری از ساختمان بانک جهانی در واشنگتن.

گروه بانک جهانی یكی از ارگان های سازمان ملل متحد است و در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ که ساختار اقتصادي جهان بعد از جنگ جهاني دوم شکل گرفت به وجود امد.

بانک جهانی‌ شامل بخش های زیر می‌باشد:

برنامه نفت در برابر غذا

برنامه نفت در برابر غذا (به انگلیسی: Oil-for-Food Programme) سازمان ملل متحد نام برنامه‌ای است که با صدور قطعنامه ۹۸۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۴ آوریل ۱۹۹۵ و به دنبال تحریم‌های سازمان ملل ضد عراق پس از حمله این کشور به کویت به اجرا درآمد و تا ۲۱ نوامبر ۲۰۰۳، همزمان با اشغال نظامی عراق توسط آمریکا ادامه داشت.

مطابق قطعنامه ۹۸۶ شورای امنیت عراق می‌توانست محصولات نفتی خود را صادر کرده و از عواید آن برای بهره گیری در جهت نیازهای انسانی (مواد غذایی و دارویی) استفاده کند، عراق ابتدا این قطعنامه را در ۱۵ آوریل ۱۹۹۵ رد می‌کند ولی در نهایت در ۲۰ مه ۱۹۹۶ آن را می‌پذیرد.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:3 بعد از ظهر |

جامعه ملل

جلسه جامعه اتفاق ملل در دومین سال تشکیل

جامعه ملل، یک سازمان بین‌المللی میان‌دولتی بود که در نتیجه امضای عهدنامه ورسای، در طی سال‌های ۱۲۹۸ تا ۱۲۹۹ خورشیدی تاسیس شد. این سازمان جهانی تا سال ۱۳۲۴ خورشیدی، رسمیت اجرایی داشت، که در طی این مدت، به تناوب ۵۸ عضو داشت، که ۴۲ عضو از این ۵۸ عضو به عنوان عضو اصلی و موسس به فعالیت می‌پرداختند.

اهداف این سازمان، خلع سلاح، جلوگیری از جنگ به واسطه تامین امنیت همگانی، رفع اختلاف و مشاجره بین کشورها از راه مذاکره و دیپلماسی، و همچنین بهبود سطح زندگی جهانی بود.

ابتکار تشکیل چنین سازمانی از وودرو ویلسون رئیس جمهور آمریکا بود، اگرچه آمریکا هرگز عضو آن نشد.

زبان‌های رسمی این سازمان، انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی بود.

این سازمان، چهار ارگان اساسی به نام‌های دبیرخانه، هیئت قانون گذاری، شورا و دادگاه دائمی بین المللی عدالت داشت. ارگان‌های فرعی این سازمان عبارت بودند از: سازمان بهداشت، سازمان بین المللی کار، هیات مرکزی دائمی افیون، کمیسیون برده‌داری، کمیسیون مهاجرت و کمیته‌ای برای مطالعه شان قانونی زنان.

بیشترین اعضای این سازمان، طی سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۴ خورشیدی، به عضویت این سازمان درآمدند. آخرین عضو این سازمان، کشور مصر بود.

اولین جلسه رسمی این سازمان، در تاریخ ۲۶ دی ۱۲۹۹ خورشیدی، برگزار شد.اولین پروتست (اعتراض) رسمی ثبت شده در این سازمان از سوی نماینده ایران، پرنس ارفع ارائه گردید.

مقر رسمی این سازمان، در عمارت ملل، واقع در شهر ژنو کشور سوئیس بود.

جامعه ملل موفقیت‌ها و شکست‌هایی داشت. در زمانی که این سازمان، نتوانست به تمام اهداف اصلی خود دست یابد و سیاست‌های این سازمان برای خلع سلاح محورهای قدرت و جلوگیری از هرگونه درگیری و جنگ در آینده، شکست خورد و جنگ جهانی دوم به راه افتاد، ملت‌های جهان، پس از پایان جنگ و در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، تصمیم به انحلال این سازمان و جایگزینی سازمان ملل متحد به جای این سازمان گرفتند و در نتیجه، سازمان جدید برخی از نهادهای آن را نیز به ارث برد.

جدول مکانی میراث جهانی بر اساس منطقه

تا سال ۲۰۰۸ میلادی ، کلا تعداد ۸۷۸ عدد مکان در فهرست میراث جهانی از ۱۸۵ منطقه جغرافیایی به ثبت رسیده‌است. از این تعداد ۶۷۹ عدد مکان فرهنگی ، ۱۷۴ عدد طبیعی و ۲۵ عدد مختلط (فرهنگی و طبیعی) می‌باشند. این اماکن بین پنج منطقه جغرافیایی تقسیم شده‌اند : آفریقا ، منطقه عربی (ترکیبی از شمال آفریقا و خاورمیانه) ، آسیا-اقیانوس آرام (آسیا ، استرالیا و اقیانوسیه) ، اروپا و آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) و آمریکای لاتین و حوزه کاراییب.

سازمان بین‌المللی کار

سازمان بین‌المللی کار یکی از موسسات تخصصی سازمان ملل متحد است که به امور مربوط به کار و کارگران می‌پردازد. این سازمان در سال ۱۹۱۹ و در نتیجه بحث‌های کنفرانس صلح پاریس تأسیس شد. سازمان بین‌المللی کار در آغاز وابسته به جامعه ملل بود و پس از تأسیس سازمان ملل متحد از سازمان‌های وابسته به آن شد. منشور فعلی سازمان که به بیانیه فیلادلفیا معروف است در سال ۱۹۴۴ تصویب شد.

مقر این سازمان در شهر ژنو در کشور سوئیس است. سازمان هر سال در ماه خرداد کنفرانسی برگزار می‌کند.

سازمان جهانی گردشگری world Tourism organization

سازمان جهانی گردشگری به اختصار (UNWTO) مستقر در شهر مادرید اسپانیا، یکی از نمایندگی‌های سازمان ملل است که در رابطه با امور جهان گردی تحقیق می‌کند و سالانه گزارشی نیز

منتشر می‌کند.    این سازمان در سال1945 میلادی تاسیس گردید هست

سازمان ملل متحد

سازمان ملل متحد سازمانی بین‌المللی است که در26 جون ۱۹۴۵ میلادی تأسیس و جایگزین جامعه ملل شد. این سازمان توسط ۵۱ کشور تأسیس و در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۹۲ کشور عضو داشته‌است. اعضای آن تقریباً شامل همه کشورهای مستقلی می‌شود که از نظر بین‌المللی به رسمیت شناخته شده‌اند. فقط واتیکان، که عضویت در سازمان را نپذیرفته‌است و چین ملی (تایوان) که عضویتش بعد از عضویت جمهوری خلق چین لغو شد، در سازمان ملل متحد عضو نیستند.

زبان های رسمی این سازمان عبارت اند از عربی، چینی، انگلیسی، فرانسوی، روسی و اسپانیوی میباشد

مقر سازمان ملل متحد در نیویارک است و کشورهای عضو و موسسات وابسته در طول هر سال با تشکیل جلسات منظم در مورد امور بین‌المللی و امور اجرایی مربوط به آنها تصمیم‌گیری می‌کنند.

سازمان ملل در پایان جنگ جهانی دوم و از سوی کشورهای پیروز در آن جنگ شکل گرفت و سازمان و روال‌ حاکم بر فعالیت آن نشان از شرایط جهانی بعد از جنگ دوم دارد. شورای امنیت قوی‌ترین نهاد سازمان ملل پنج عضو دائمی دارد که در تصمیمات این شورا حق وتو دارند.

تاریخچه

اصطلاح «ملل متحد» را نخستین بار فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بکار برد. اولین کاربرد رسمی این اصطلاح در بیانیه اول ژانویه ۱۹۴۲ ملل متحد بود، که در آن متفقین از مفاد منشور آتلانتیک پشتیبانی کرده و اعلام کرده‌بودند که از صلح جداگانه با نیروهای محور خودداری خواهند کرد.

اندیشه ایجاد سازمان ملل متحد در کنفرانس‌های مسکو، قاهره و تهران در سال ۱۹۴۳ دقیق‌تر شد. از اوت تا اکتبر ۱۹۴۴ نمایندگان آمریکا، شوروی، بریتانیا، فرانسه و جمهوری چین در کنفرانس دامبارتن اوکس در واشینگتن دی.سی، بر روی برنامه‌های تشکیل سازمان ملل کار کردند. بیشتر بحث‌های این کنفرانس در مورد نقش اعضای سازمان و شرایط دعوت از آن‌ها بود. سپس در آوریل ۱۹۴۵ در کنفرانس سان فرانسیسکو تکلیف حق وتو برای پنج عضو شورای امنیت تعیین شد. در نهایت در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ منشور ملل متحد به امضای ۵۰ کشور رسید و سازمان ملل متحد رسما تشکیل شد (لهستان در کنفرانس شرکت نداشت ولی جایی برای آن در نظر گرفته شد و بعدا منشور را امضا کرد.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 11:1 بعد از ظهر |

عضویت در سازمان

در سال ۲۰۰۶، ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل بوده‌اند که تقرِیبا همه کشورها را دربر می‌گیرد. از جمله کشورهای مهم و غیرعضو می‌توان به جمهوری چین (تایوان) اشاره کرد که کرسی آن در سال ۱۹۷۱ به کشور جمهوری خلق چین داده شد. مجموعه حاکم بر شهر واتیکان نیز فقط عضو ناظر این سازمان است.

ستاد سازمان ملل

ساختمان ستاد فعلی سازمان در نیویورک و طی سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۰ درکنار ایست ریور بنا شده‌است. زمین این ملک را جونیور جان دی. راکفلر به قیمت ۵/۸ میلیون دلار خریداری کرد و فرزندش نلسون راکفلر را بعنوان مشاور عالی سازنده بنا در سال ۱۹۴۶ منصوب کرد و آنرا به سازمان ملل اهدا نمود.

گروهی از معماران بین‌المللی طراحی آنرا انجام داده و تایید کردند که از جمله آنها می‌توان به می کی بوزیر سوئیسی و اسکار نیمیر برزیلی و برخی از نمایندگان سایر کشورها اشاره کرد. رهبری این تیم معماری به عهده والاس هریسون بود. در مورد رهبری وی هنوز هم مناقشاتی وجود دارد. این ستاد به طور رسمی در ۱۹ ژانویه ۱۹۵۱ افتتاح گردید. در حالیکه مقر اصلی سازمان ملل در نیویورک واقع شده‌است، نهادهای مهم وابسته به آن در لاهه، ژنو، وین، مونترال، کپنهاگ، بن و رم دایر شده‌اند.

دفاتر سازمان ملل از شخصیت حقوقی مجزایی برخوردار نیستند ولی از جهاتی دارای برخی استقلال‌ها هستند. برای مثال بر اساس موافقت رسمی کشورهای میزبان، مدیریت پستی سازمان ملل متحد می‌تواند اقدام به چاپ تمبر برای مراسلات محلی نماید. از سال ۱۹۵۱ دفتر اصلی سازمان ملل، از سال ۱۹۶۹ دفتر ژنو، و از سال ۱۹۷۹ دفتر وین مجاز به چاپ تمبر برای خود شده‌اند. همچنین سیستم ارتباط دور سازمان ملل نیز مستقل عمل می‌کند و هر یک از مقرهای ژنو، نیویورک و وین اینک به طور غیر رسمی در تلاش برای راه اندازی رادیوی مستقل سازمان ملل هستند.

به مرور زمان بنای اصلی رو به فرسودگی نهاده و بنا بر اِین مقرر شده طراحی ساختمان موقت جدیدی توسط فومی هلیکو ماکی در بین خیابانهای ۴۱ و ۴۲ در بزرگراه اول منهتن آغاز شود تا ساختمان فعلی گسترش یافته و ترمیم شود.

دفتر سازمان ملل متحد در ژنو مقر اروپایی این سازمان است. پیش از سال ۱۹۴۹ امور اروپایی سازمان در شهرهای مختلف مثل نیویورک و لندن انجام می‌گرفت.

امور مالی سازمان ملل

بودجه سازمان را کشورهای عضو بر اساس مشارکت‌های داوطلبانه و برنامه‌ریزی شده تامین می‌کنند. دبیرخانه سازمان ملل بر اساس ارزیابی‌های موسسات مالی حرفه‌ای بودجه ۲ سالانه سازمان را تعیین و سهم هر کشور را اعلام می‌نماید. طرح بودجه به مجمع عمومی ارائه می‌شود. مجمع عمومی بودجه را تصویب و به کشورها ابلاغ می‌نماید. معیار محاسبه سهم کشورها تولید ناخالص ملی هر کشور است. به این ترتیب سهم اصلی را در تامین بودجه سازمان کشورهای پرجمعیت و پیشرفته صنعتی دارند و کشورهای کوچک و جهان سومی بخش ناچیزی از هزینه‌های سازمان ملل را پرداخت می‌کنند.

مجمع سقف خاصی را برای پرداخت هر کشور در نظر گرفته‌است. در دسامبر سال ۲۰۰۰ در نظام تعیین بودجه تغییراتی حاصل شد و شرایط جهانی کشورها را هم در آن دخیل نمودند و سقف پرداخت بودجه از ۲۵ درصد به ۲۲ درصد کاهش دادند. ایالات متحده تنها کشوری است که مشمول این سقف پرداخت می‌شود که البته طبق برآوردها بالغ بر صدها میلیون دلار به سازمان ملل بدهکار است. طبق ارزیابی‌های سال ۲۰۰۰ مهمترین کشورهای تامین کننده بودجه سازمان ملل برای سال ۲۰۰۱ عبارتند از : ژاپن (با ۶۳/۱۹ درصد)، آلمان با (۸۲/۹ درصد)، بریتانیا با (۵۷/۵ درصد)، ایتالیا با (۰۹/۵ درصد)، کانادا با (۵۷/۲ درصد)، اسپانیا با (۵۳/۲) درصد، و برزیل با (۳۹/۲) درصد. [۱]

بودجه برنامه‌های خاص سازمان ملل که در بودجه معمول در نظر گرفته نمی‌شوند (مثلا یونیسف یا صندوق توسعه انسانی ملل متحد از محل مشارکتهای داوطلبانه دولت‌ها تامین می‌گردد. برخی از این کمک‌ها به صورت اهدای محصولات کشاورزی به مردم قحطی زده‌است ولی عمدتاً کمک‌های مالی هستند.

کنفرانس‌های بین المللی

کشورهای عضو سازمان ملل و آژانس‌های تخصصی آن به ارائه راهنمایی‌ها و اتخاذ تصمیماتی در جلسات سالانه و دوره‌ای خود می‌پردازند. اداره‌کنندگان جلسات از مجمع‌عمومی، شورای اقتصادی و اجتماعی و شورای امنیت و حتی همتایان این مجامع در سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل هستند. مثلا مجمع بهداشت جهانی و هیات اجرایی بر سازمان بهداشت جهانی نظارت می‌کنند.

وقتی مسئله مهمی بروز کند مجمع عمومی با برگزاری گردهمایی بین المللی توجه جهانیان را به آن جلب کرده و درباره نوع اقدام اجماع جهانی برای همکاری را بدست می‌آورد. از جمله این مسایل می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم :

·         کنفرانس سازمان ملل در مورد محیط زیست و توسعه)کنفرانس زمین) در ریودو ژانیرو برزیل در ژوئن ۱۹۹۲ که به تشکیل کمیسیون توسعه پایدار انجامید تا نتایج کار در دستور جلسه ۲۱ یا همان متن نهایی توافق بین دولتها در UNCEDرا پیگیری نماید.

·         کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه در قاهره مصر در سپتامبر ۱۹۹۴ که به تصویب برنامه عملکرد در جهت حل چالش‌های روابط جمعیت و توسعه در ۲۰ سال آینده منجر شد.

·         کنفرانس چهارم جهانی زنان در پکن، چین در سپتامبر ۱۹۹۵ که خواستار تسریع اجرای توافقنامه‌های تاریخی کنفرانس سوم جهانی زنان شد.

·         کنفرانس دوم سازمان ملل در مورد مناطق مسکونی که در ژوئن ۱۹۹۶ در استانبول ترکیه که مسائل مربوط به توسعه اسکان بشر و مدیریت آن در قرن ۲۱ را بررسی کرد.

سالها و ایام بین المللی

سازمان ملل سالها را با نامهای بین المللی مشخص نموده و هماهنگی‌هایی را در این ارتباط انجام می‌دهد تا تمرکز جهانیان را معطوف مسایل مهم نماید. استفاده از نمادهای سازمان ملل که به صورت لوگو سال طراحی می‌شوند و استفاده از زیرساختارهای این سازمان برای هماهنگی در واکنش به موضوعات جهانی سبب می‌شوند تا رسیدگی به برخی مسایل مهم جای شتاب بیشتری بگیرد. از جمله این رویکردها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: * سفیر حسن نیت یونیسف

منشور سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ صراحتاً در پی نظام قانونمندی بود که اطمینان دهد بخش بسیار ناچیزی از درآمدها و منابع اقتصادی کشورهای جنگ زده صرف تولید تسلیحات نظامی می‌شود. ابداع سلاح‌های هسته‌ای چند هفته پس از امضای منشور و طرح موضوع کنترل تسلیحات و خلع سلاح واقع گردید. در واقع اولین قطعنامه سازمان ملل در اولین نشست مجمع عمومی در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۶ با عنوان تاسیس کمیسیون ویژه کشف انرژی اتمی بود که خواستار ارائه راهکار جهت مقابله با توسعه سلاحهای هسته‌ای و کلیه جنگ‌افزارهای کشتار جمعی شد.

سازمان ملل جلسات متعددی را با هدف رسیدگی به موضوعات خلع سلاح چند جانبه ترتیب داده‌است. مهمترین آنها شامل کمیته اول مجمع عمومی و کمیسیون خلع سلاح می‌باشند. مسایل مورد نظر در این کمیسیون‌ها بررسی معاهده منع آزمایش سلاحهای کشتار جمعی، معاهده فضای بیرونی زمین، معاهده منع تولیدسلاحهای شیمیایی، خلع سلاح هسته‌ای و سلاح‌های متعارف، ایجاد مناطق عاری از سلاح هسته‌ای، کاهش بودجه نظامیکشورها و تقویت امنیت بین الملل بودند.

کنفرانس خلع سلاح در جامعه بین المللی برای مذاکره بر سر توافقات چند جانبه کنترل و خلع سلاح طراحی و اجرا شد. در این کنفرانس نمایندگان ۶۶ کشور از سراسر دنیا از جمله پنج کشور دارای سلاح‌های هسته‌ای یعنی (چین، روسیه، فرانسه، انگلستان و آمریکا) حضور داشتند. این کنفرانس رسما زیر نظر سازمان ملل نبود ولی از آنجا که دبیر کل در آن حضور داشت به نوعی به سازمان ملل مرتبط گردید. دبیر کل سازمان ملل ریاست کنفرانس را نیز بر عهده داشت. قطعنامه‌های مجمع عمومی اغلب خواستار بررسی مسائل خلع سلاح بودند و کنفرانس نیز همه ساله گزارش تحقیقات خود را به مجمع ارائه می‌کرد.

+ نوشته شده توسط تیمورشاه الفت در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 و ساعت 10:58 بعد از ظهر |

حفظ صلح

حافظان صلح سازمان ملل به مناطق مختلفی که درگیری نظامی بتازگی متوقف شده اعزام می‌شوند تا توافقنامه‌های صلح را اجرا و طرفین درگیر را از شروع دوباره مخاصمات باز دارند. مثلا آنان در تیمور شرقی تا اعلام استقلال در سال ۲۰۰۱ حضور داشتند. کشورهای عضو سازمان نیروهای مورد نیاز را تامین می‌کنند و ارسال نیرو به هر عملیات جنبه داوطلبانه دارد. در این بین دو کشور کانادا و پرتغال در همه عملیات‌های حفظ صلح حضور داشته‌اند. سازمان ملل عملیات نظامی مستقلی انجام نمی‌دهد و تمام عملیات آن باید با تصویب شورای امنیت باشد.

موسسین سازمان ملل امیدوار بودند که این سازمان مانع وقوع جنگ بین کشورها شود. ولی این امید چندان جامه عمل نپوشید. در ایام جنگ سرد از سال (۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱) دنیا به دو اردوگاه متخاصم تقسیم و حفظ صلح بسیار دشوار شد. با پایان جنگ سرد، سازمان ملل مجددا بعنوان بانی ایجاد صلح در دنیا قوت دوباره‌ای گرفت و در حل و فصل اختلافات در سراسر دنیا فعال شد. اما فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سبب شد تا ایالات متحده در موضع تنها ابر قدرت جهان قرار گیرد و چالشهای جدیدی را برای سازمان ملل رقم بزند.

بودجه عملیات حفظ صلح سازمان ملل از کشورهای عضو و بر اساس معیارهای مدون تامین می‌شود. البته بخش زیادی از این بودجه را پنج عضو شورای امنیت فراهم می‌آورند. در دسامبر سال ۲۰۰۰ در روند ارزیابی سهم هر کشور تغییراتی ایجاد شد و مقرر گردید هر شش ماه یکبار این معیارها مورد بررسی دوباره قرار بگیرند. طبق این ارزیابی‌ها در سال ۲۰۰۳ حدود ۲۷ درصد بودجه کل سازمان به عملیات‌های حفظ صلح اختصاص می‌یافت. ایالات متحده خواستار سهم کمتر خود در این پروژه‌ها بود و پرداخت سهم خویش و پرداخت دیون معوقه خود را منوط به تصویب کنگره آمریکا می‌دانست.

نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در سال ۱۹۸۸ جایزه صلح نوبل را احراز کردند. در سال ۲۰۰۱ دبیر کل سازمان ملل، کوفی عنان، بخاطر تلاشهایش برای سازماندهی جهانی آرام‌تر این جایزه را به خود اختصاص داد.

سازمان ملل مدالهایی را برای اهدا به کسانیکه معاهدات مصوب را عملی می‌سازند در نظر می‌گیرد. اولین آن‌ها مدال خدمات سازمان ملل بود که به نیروهای حاضر در جنگ کره اعطا شد. مدال ناتو نیز با استدلالی مشابه برای خدمات بین المللی طراحی شد و به عنوان یک مدال بین المللی به جای یک مدال نظامی مورد استفاده قرار گرفت.

حقوق بشر

پیگیری مسائل حقوق بشر دلیل اصلی ایجاد سازمان ملل بود. جنگ جهانی دوم و مسایل مربوط به نسل کشی سبب شد تا بر سر ایجاد سازمان جدیدی که مانع وقوع تراژدیهای مشابه در آینده اجماع جهانی بوجود آید. هدف اولیه نیز ایجاد یک چارچوب قانونی برای بررسی و عملکرد مناسب بر اساس شکایات در مورد تخطی از حقوق بشر بود. منشور ملل متحد تمام اعضای سازمان ملل را ملزم به احترام و رعایت حقوق بشر می‌نماید و همه را موظف می‌داند تا برای رسیدن به این هدف تلاش کند. اعلامیه جهانی حقوق بشر فی نفسه الزام آور نیست و تنها یکی از مصوبات مجمع عمومی در سال ۱۹۴۸ بود که نقش یک استاندارد برای همگان را ایفا می‌کند. مجمع همواره مسایل حقوق بشر را دنبال می‌کنند. در ۱۵ مارس ۲۰۰۶ مجمع به اتفاق آراء رای داد که شورای حقوق بشر سازمان را جایگزین کمیسیون حقوق بشر کند. [۲]

هدف اصلی این شورا بررسی موارد نقض حقوق بشر است. همواره انتقاد شده که ترکیب اعضای شورای حقوق بشر مناسب نیست. بویژه اینکه برخی از اعضای آن مشکوک به نقض حقوق بشر هستند. حتی کشورهایی که ریاست کمیسیون را برعهده داشته‌اند.

در حال حاضر هفت مجمع وابسته به مجامع معاهده حقوق بشر وجود دارد. از جمله کمیته حقوق بشر و کمیته حذف تبعیض علیه زنان. سرویسهای دبیر خانه‌ای به شش مجمع خدمات رسانی می‌کند و کمیساریای عالی حقوق بشر مسئولیت این سرویس رسانی را به عهده دارد.

سازمان ملل و آژانس‌های آن محوریت اجرای اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر را به عهده دارند. یکی از وظایف این آژانس‌ها کمک به کشورهایی است که فرایند گذر به سوی دموکراسی را تجربه می‌کنند. سازمان ملل کمک فراوانی به برگزاری انتخابات در کشورهای کم تجربه و کم سابقه در جریان دموکراسی نموده‌است از جمله در افغانستان و تیمور شرقی. همچنین سازمان ملل مجمعی برای پشتیبانی از حقوق زنان در عرصه‌های سیاسی اقتصادی و اجتماعی در کشورهایشان تشکیل داده‌است و تلاش می‌کند توجه عمومی را به این حقوق جلب نماید. حتی قطعنامه‌ای در مورد سوء استفاده از این حقوق در خود مجمع عمومی یا شورای امنیت یا مجامع قضایی وابسته صادر کرده‌است.

در اوایل سال ۲۰۰۶ مجمع ضد شکنجه پیشنهاد بستن زندان گوانتانامو را ارائه کرد و آمریکا را به خاطر اداره کردن یک زندان مخفی و انتقال اتباع خارجی به آن به شدت مورد انتقاد قرار داد. برخی از گروههای حقوق بشر و اعضای حزب جمهوری خواه ایالات متحده اعلام کردند که سیا اجازه نمی‌دهد نظارتی بر این زندان اعمال شود یا زندان را تعطیل نمایند.

کمک‌های انسان دوستانه و توسعه بین المللی

سازمان ملل در کنار دیگر سازمانها مثلا